منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٢
گوش آنان مى رسيد، تو گويى فرشته مرگى فرود آمده و مى خواهد جان آنان را بگيرد، نگاه هاى مرگ آميز آنان به پيامبر و بهانه گيرى هاى كودكانه آنها و اين كه جنگ و نبرد، افساد در روى زمين است و ما نبايد با ارحام و قبايل خود نبرد كنيم ـ همگى ـ حاكى از وحشت و اضطرابى بودكه بر اندام آنان مستولى گشته بود.
قرآن اين گونه از حالات منافقان را در آيات ياد شده در زير توصيف مى كند و مى فرمايد:
(وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَولا نُزِّلَت سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَالْمَغْشِىِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوتِ فَأَولى لَهُمْ) .[١]
«افراد با ايمان مى گويند چرا سوره اى كه در آن حكم جهاد با كافران باشد، نازل نشده است آنگاه كه سوره محكم و صريحى فرود آمد و در آن جنگ ذكر شد آنان را كه در قلوب آنها بيمارى (نفاق) است مى بينى كه به تو مانند افرادى كه از ترس، حالت مانند بيهوشى دست مى دهد، مى نگرند، اين حالت بر آنها سزاوارتر است».
ترك ميدان نبرد
در جنگ «احزاب» كيان اسلام از طرف ارتش مؤتلف از شرك و يهود، مورد تهديد قرار گرفت و شهر مدينه قريب به يك ماه در محاصره دشمن درآمد مسلمانان براى جلوگيرى از تجاوز دشمن به كندن خندق توسل جستند و بهطور تناوب شب و روز در كنار آن پاسدارى مى دادند منافقان به جاى شركت
[١] محمد/٢٠.