منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٥
خشنود مى شوند، و اگر محروم گردند ناگهان اظهار خشم مى كنند».
١٦.«اگر آنان به آنچه كه خدا وپيامبر او داده راضى گردند و بگويند خدا ما را كافى است، خدا و پيامبر او از كرم خود به ما مى بخشد، ما به سوى خدا متوجه هستيم(به نفع آنهاست)».
١٧.«نخست ايمان آوردند، آنگاه كافر شدند، بر قلوب آنها مهر خورده و ديگر ايمان نمى آورند».
تفسير موضوعى آيات
١. سرگردانى و دلهره
٢. تذبذب وفرصت طلبى
٣. زندگى در دل ترس
با تاريخ تشكيل حزب «نفاق» در سرزمين «مدينه» و فعاليت هاى سرى آنان تا روزى كه رئيس حزب به نام «عبداللّه بن ابى» درگذشت، كاملاً آشنا شديم و نيزيادآور شديم كه با مرگ «عبداللّه» قدرت حزب، به تحليل رفت، و ستاره بخت آنان به افول گراييد، و پس از وفات پيامبر باقى مانده اعضا كاملاً رنگ عوض كردند و گروهى از آنان داراى مقام و منصب شدند و در حقيقت آن نوع نفاق رايج در عصر رسالت سپرى گرديد، و امّا نفاق به شكل ديگر در صفوف مسلمانان رخنه كرد كه مايه پيدايش فرقه ها گرديد.
آنچه لازم است اين است كه صفات و ويژگيهاى منافقان كه در قرآن وارد شده است به نوعى تشريح گردد تا از اصول كلى كه قرآن در اين مورد مطرح كرده در حيات معاصر خود بهره بگيريم.