منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٧
لايَهْدِى الْقَومَ الظّالِمينَ).[١]
«آيا كسى كه ساختمان خود را بر اساس پرهيز از خدا و خشنودى او بنا كند، بهتر است يا آن كس كه ساختمان خود را كنار پرتگاه سستى بنانمايد كه ناگهان (خود با بناء) در آتش دوزخ فرو ريزد و خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى كند».
(لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِى بَنَوْا ريبَةً فى قُلُوبِهِمْ إِلاّ أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَليِمٌ حَكِيمٌ).[٢]
«اين بنايى كه آنها به پا داشته اند به صورت وسيله شك و ترديد در دلهاى آنان باقى مى ماند مگر اين كه دلهاى آنان پاره شود(بميرند و از بين بروند) وخداوند حكيم و دانا است».
در كشورى كه مذهب و آيين، در آن رواج داشته و از اهميت خاصى برخوردار باشد، از خود مذهب بر ضد آن، بيش از هر عاملى مى توان استفاده كرد، براى شكستن وحدت مسلمانان، و ايجاد تفرقه در ميان آنان، بهترين وسيله، يك عمل مذهبى است به نام مسجد، تا دشمن از اين طريق منويات فاسد، جامه عمل بپوشد.
آتش نفاق خاموش مى گردد
در ماه ذى القعدة الحرام سال نهم، رئيس حزب نفاق، عبداللّه بن ابى، درگذشت، از آنجا كه پيامبر با گروه منافق بسان يك فرد مسلمان معامله مى كرد و به كفر درونى آنها ترتيب اثر نمى داد در دوران بيمارى «عبداللّه» از وى عيادت كرد،عبداللّه بن ابى به خاطر اين كه در جنگ «بدر» پيراهن خود را به عموى
[١] توبه/١٠٩.
[٢] توبه/١١٠.