منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٣
و «اشجع» و «اسلم» از نظر پايه ايمان در آن حدى نبودند كه آيات و يا سخنان رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در اين گروه ايجاد حركت كند، و تلخى سفر، و دشوارى راه را در فصل گرما، تحمل نمايند از اين جهت گروهى از باديه نشينان، حضور پيامبر رسيدند و از شركت پوزش طلبيدند، چنان كه قرآن از آن حكايت مى كند:
(وَجاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللّهَوَرَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ) .[١]
«گروهى از باديه نشينان پوزش طلبان از شركت در جهاد نزد تو آمدند تا به آنان اذن داده شود، و دروغ گويان به خدا وپيامبر، تقاعد كردند، به زودى به كسانى از آنها كه مخالفت كردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناكى خواهد رسيد»!.
٥. بازگشت سپاه نفاق به مدينه
شكى نيست كه اين نوع تحركات شيطانى زير سر رئيس حزب «نفاق» «عبداللّه بن ابى» بود، او محور نفاق و فرد الهام بخش و ترسيم گر خط حزب بود و كراراً به وسيله ايادى خود در ميان ياران رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)مطلب زير را منتشر كرده بود.
«محمد مى خواهد با فرزندان زرد مو(روميان) با كمى امكانات و هواى گرم و دورى راه بجنگد و اين كار قمارى بيش نيست من دارم مى بينم ياران او به ريسمان اسارت كشيده شده و به مدينه بازگردانيده مى شود.[٢]
با اين كه او از طريق نشر اين فكر مى كوشيد كه اراده ها را سست و عزمها
[١] توبه/٩٠.
[٢] سيره ابن هشام:٢/٥٢٠ و ٥٣١.