منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣
بن اكوع» مى گويد: ديدم برخى از منافقان مانند «جد بن قيس» خود را پشت شترش پنهان كرد و ازميدان بيعت دورى جست.[١]
نقش منافق در خيبر
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در ماه محرم سال هشتم هجرى رهسپار سرزمين خيبر گرديد و تصميم گرفت با هزار و ششصد سرباز كه دويست سواره نظام در ميان آنها بود دژهاى خيبر را محاصره كند و آخرين لانه فساد و جاسوسى و تحريك را برچيند.
شيوه پيامبر در نبرد با دشمنان اين بود كه پيوسته از روش استتار بهره مى گرفت تا كسى از مقصد او آگاه نشود از اين جهت او راه شمال را به گونه اى در پيش گرفت كه افراد تصور كردند كه پيامبر تصميم دارد قبيله «غطفان» را كه با يهودان خيبر و قريش در جنگ احزاب شركت داشتند، سركوب سازد وقتى به سرزمين «رجيع» كه ميان «خيبر» و «غطفان» قرار دارد رسيد، محور ستون را به سوى خيبر قرار داد تا دشمن خيبرى را غافلگير كند و در ضمن رابطه اين دو را از هم قطع نمايد.
ولى با اين همه استتار، رئيس حزب نفاق در سايه عوامل ناشناخته خود، از تصميم پيامبر آگاه شد و خيبرى ها را از حركت سربازان اسلام آگاه ساخت، او به خيبريان پيام داده بود: محمد به سوى شما حركت مى كند اسلحه را برگيريد اموال خود را در دژى قرار دهيد و براى نبرد با او از دژ بيرون آييد و از او نترسيد تعداد سربازان او كم است و شمار رزمندگان شما زياد است.
اتفاقاً شيوه دفاع خيبريان از خود به همين نحوى بود كه از رئيس حزب
[١] تاريخ الخميس:٢/٢٠.