منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٣
(وَلَوْلا إِذْسَمِعْتُوهُ قُلْتُمْ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهذا سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظيمٌ) .
«چرا آنگاه كه آن را شنيديد نگفتيد كه بر ما شايسته نيست كه درباره آن سخن بگوييم، خداوندا تو منزهى اين شايعه گناه بزرگ است».
نكات آيات
از قراين مى توان به دست آورد كه سر نخ اين تهمت در دست منافقان بوده اينك اين قرائن:
١. مى گويند(مقصود از جمله (والّذى تولى كبره) آن كه بخش آن را برعهده داشت) همان «عبداللّه بن ابى» رئيس حزب نفاق است.
٢. در آيه يازدهم از گروه تهمت زن، به لفظ «عصبة» تعبير مى آورد، و اين لفظ درباره گروه متحد و همكار و همفكر به كار مى رود، و مى رساند كه توطئه گران ارتباط نزديك و محكمى با هم داشتند ويك چنين گروه در ميان مسلمانان جز منافقان گروه ديگرى نبود.
٣. به خاطر مخالفتى كه از ورود اوبه مدينه انجام گرفته بود او در دروازه مدينه متوقف بود كه ورود همسر پيامبر را با شتر صفوان مشاهده كرد و پس از شناخت او، فوراً دست به تهمت زد و گفت: همسر پيامبر شب را با فرد بيگانه اى به سر برده است، به خدا سوگند هيچ كدام از گناه نجات نيافته اند.
٤. باز در همان آيه يازدهم مى فرمايد:(...لا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ...) اين رويداد را بر خورد بد تلقى و حساب نكنيد، بلكه براى شما خوب است.
اكنون بايد ديد چگونه متهم ساختن يك فرد پاك، براى مؤمنان بد نيست