منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
«آنان كسانى هستند كه مى گويند: به ياران پيامبر انفاق نكنيد تا از اطراف او پراكنده شوند(ولى آنان كور خوانده اند) براى خدا است گنجينه هاى آسمانها و زمين ومنافقان نمى فهمند».
(يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ وَللّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنينَ وَلكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُونَ) .
«مى گويند: اگر به مدينه بازگشتيم، عزيز، ذليل را بيرون مى كند، عزت براى خدا و رسول اوست ولى منافقان نمى دانند».
نزول اين آيات منافق رسوا را، رسواتر ساخت ـ مع الوصف ـ گروهى بر اين بودند كه «عبداللّه» را به نزد پيامبر ببرند تا پيامبر در حقّ او «طلب آمرزش» كند، وقتى به او چنين پيشنهاد كردند او بر اثر فقدان ايمان « استغفار» پيامبر را كه جز دعا در حقّ اوچيزى نبود سجده، بر پيامبر تلقى كرد و گفت: دستور داديد كه به او ايمان بياورم، ايمان آوردم، گفتيد زكات مال خودم را بدهم ، دادم، اكنون مى گوييد بروم بر او سجده كنم.
ناگفته پيدا است: زمينه هاى نا مساعد، هر نوع بذر صالح و پاك را ضايع مى سازد و سخن ناصحان در كام بدانديشان تلخ مى آيد.
قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(وَإِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ).
«وقتى به آنان گفته مى شود كه بياييد به نزد پيامبر خدا، تا درباره شما از خدا طلب آمرزش كند، سرهاى خود را مى پيچند،(و به عنوان اعتراض به آن سو بر مى گردانند) و متكبرانه خود را از پيروى راه خدا باز مى دارند».