کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧٦ - باب در خبرى كه ورود يافته بنص امامت بر او از جانب پدر بزرگوارش و اشارت بسوى او بخلافت بعد ازو
و از على بن مهزيار روايتست كه گفت گفتم مر ابى الحسن را (ع) اگر حادثه شود نعوذ باللَّه پس بكه حواله خواهد بود؟ فرمود كه امر من به اكبر اولاد من حواله است يعنى حسن (ع) و روايتست از على بن عمرو العطار گفت داخل شدم بر ابى الحسن (ع) و پسرش ابو جعفر يحيى آنجا بود و من گمان كردم كه اوست خلف بعد از او؛ و گفتم مر او را كه فداى تو گردم كيست اخص از اولاد تو؟ فرمود كه تخصيص مكنيد احدى را تا بيرون آيد بسوى شما امر من، گفت پس نوشتم بسوى وى كه بعد از تو در باره كيست اين امر گفت پس آن حضرت نوشت بسوى من كه در اكبر اولاد من و ابو محمد (ع) اكبر بود از ابى جعفر و مرويست از جماعت بنى هاشم كه از ايشانست حسن بن حسين افطس كه ايشان حاضر بودند در روز وفات محمد بن على بن محمد در سراى ابى الحسن على النقى (ع) و گسترده بودند فراش او را در صحن سراى او، و مردم در گرد وى نشسته، پس گفتند كه ما تقدير ميكرديم آنان كه بودند بر گرد او از آل ابى طالب و بنى عباس و قريش قريب صد و پنجاه كس بوده باشند سوى موالى او و ساير مردم كه نظر كرد آن حضرت بحسن بن على بعد از ساعتى كه ايستاده بود و او آمد بود گريبان چاك كرده و ايستاده از راست او و ما نميشناختيم او را فرمود مر او را كه اى پسرك من شكر گوى خداى را كه حادث گردانيده حق تعالى در تو اين امر را، پس او گريست و استرجاع گفت كه
الحمد للَّه رب العالمين و اياه أسأل تمام نعمه علينا و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
پس پرسيديم از او گفتند اين حسن بن على است پسر وى و تقدير ميكرديم در آن وقت كه بيست ساله بوده باشد پس در آن روز بشناختيم