کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
آن زرع كه بر من واقع شد ثمن دو شتر و صد و بيست دينار بود، نشسته بودم روزى ناگاه موسى بن جعفر (ع) پيدا شد، پس سلام كرد بر من و فرمود كه: حال تو چيست؟ گفتم گشتهام مثل آنكه محصول و زراعت چيده باشد كه هيچ باقى نمانده باشد، چه شب ملخ آمد و تمام زراعت مرا خورد، فرمود كه:
چند غرامت كشيدى؟ گفتم: صد و بيست دينار با ثمن دو شتر، فرمود كه: يا عرفه بدرستى كه مر ابى الغيث راست صد و پنجاه دينار و دو شتر، يعنى اين مبلغ را بوى انعام فرمود با دو شتر ديگر پس فرمود كه:
ربح تو سى دينار و دو شتر باشد گفتم: يا مبارك بخوان از براى من در اين زراعت دعاى بركت را، پس درآمد و دعا فرمود و حديث كرد مرا از رسول اللَّه ٦ كه آن حضرت فرمود: تمسك جوئيد ببقاى مصائب چه سالم بودن در جميع اوقات از مصيبت أثر نيكو ندارد، بعد از آن هر دو شتر را بستم و آب دادم زراعت را، حق تعالى ببركت دعاى آن حضرت چندان بركت و افزودنى داد كه بعضى از آن محصولات را فروختم به ده هزار درهم.
حديث كرد أحمد بن اسماعيل كه موسى بن جعفر (ع) از حبس فرستاد بهارون الرشيد رساله را و در آن درج فرموده بود كه: نميگذرد از من روزى از بلا و دشوارى الا كه ميگذرد از تو با آن روزى از رخا و آسانى تا برسيم ما همه به روزى كه او را انقضا نباشد كه بر من دشوار گذرد و بر تو آسان زيانكار خواهند بود در آن روز تباهكاران كه بعذاب باقى ملاقى شوند.
و خطيب ذكر كرده مولد و عمر و مدفن آن حضرت را بر وجهى كه سابقا مذكور شد و آورده ديگر كه مهدى او را از مدينه به بغداد آورد بعد از آن رد كرد بمدينه و اقامت فرمود در مدينه تا ايام هارون الرشيد بعد از آن رشيد او را از مدينه آورد و در بغداد حبس كرد تا در آنجا رحلت فرمود.