کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩٧ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
و مرويست از يزيد بن سليط در حديث طويلى از أبى ابراهيم (ع) كه او فرمود در سالى كه رحلت فرمود در او كه: مرا ميبرند در اين سال و امر راجع به پسر منست على كه هم نام على و على است، فأما على اول پس على بن ابى طالب است، و أما على آخر على بن حسين است (ع) كه داده شده او را فهم على اول و حلم و نصر و ود و دين او، و محنت آن ديگر، و صبر كند بر مكروهى كه بوى رسد في الحديث بطوله.
و از ابن سنان روايتست كه رفتم بخدمت أبى الحسن موسى (ع) پيش از آنكه بعراق رود بيك سال و على پسر او در خدمت وى نشسته بود، پس نظر كرد بسوى من و فرمود كه: يا محمد زود باشد كه بشود در اين سال حركتى ديگر پس جزع مكن از براى آن، گفت: گفتم: چه نوع چيزى خواهد بود فداى تو گردم كه مرا باضطراب آوردى؟ فرمود كه: ميروم بسوى اين طاغيه أما آنست كه ظاهر نخواهد شد مرا از او بدى و از آن كسى كه بعد از او است، گفتم: چه خواهد شد كه حق تعالى مرا فداى تو گرداناد؟ فرمود كه: فرو ميگذارد حق سبحانه و تعالى در گمراهى ظالمان را و ميكند آنچه ميخواهد، گفتم: چه چيز بظهور خواهد آمد؟ فرمود: هر كه ظلم كند بر پسر من و حق او را بستاند و منكر شود امامت او را بعد از من باشد همچو آنكه ظلم كرد على بن أبى طالب را بر امامت او و منكر شد حق او را بعد از رسول اللَّه ٦ گفتم و اللَّه اگر خداى تعالى عمر مرا دراز گرداند هر آينه تسليم كنم مر او را حق او را، و هر آينه قرار دهم از براى او امامت او را، فرمود كه: راست گفتى يا محمد خداى تعالى عمر ترا دراز كناد كه تسليم كنى از براى او حق او را، و مقرر دارى از براى او امامت او را، و امامت كسى كه بعد از او خواهد بود، گفتم: آن كه خواهد بود؟ فرمود كه: پسر او محمد، گفتم كه مر او راست رضا و تسليم.