کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩٥ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
گفت: اين پسر من كه على است بدرستى كه پدر من دست مرا گرفت و درآورد بقبر رسول اللَّه ٦ پس فرمود كه: اى پسر من بدرستى كه فرمود حق جل و علا كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً و هر گاه حق تعالى خبرى فرمود وفا بآن خواهد نمود.
و از على بن يقطين مرويست كه گفت بودم نزد عبد صالح پس گفت مرا كه: يا على بن يقطين اين على سيد ولد منست، بدان كه من عطيه كردم بوى كنيت خود را، پس زد هشام بكف دست خود پيشانى او را بعد از آن گفت: ويحك چگونه گفت؟ پس گفت على بن يقطين: بخدا كه من شنيدم اين را از آن حضرت همچنان كه گفتم، هشام گفت: و اللَّه كه اين امر در شأن او است بعد از او.
و روايت ميكند نعيم قابوسى از أبى الحسن (ع) كه آن حضرت فرمود كه: على بزرگتر ولد من است، و برگزيدهترين ايشان است نزد من، و دوستترين ايشان است بسوى من، و او با من نظر ميكند در جفر و نظر نميكند در او الا نبى يا وصى نبى.
و حسين بن مختار روايت كند كه بيرون آمد بسوى ما كتابتى از أبى الحسن موسى (ع) و او در حبس بود كه: عهد من رجوع با كبر ولد منست بآن كه چنين و چنين كند و فلان نرساند او را چيزى تا القا كند ترا يا حكم شود بر من بموت.
و مرويست از زياد بن مروان قندى كه گفت: رفتم بخدمت امام موسى (ع) و امام رضا (ع) نزد آن حضرت بود؛ فرمود مرا كه: يا زياد اين پسر من فلانى كتاب او كتاب منست و كلام او كلام من و رسول او رسول من و آنچه گويد پس قول او قول منست.