کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٧ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
[ذكر طرف من دلائل الامام (ع)]
و ديگر ابن طلحه رحمه اللَّه گويد كه: آنچه راويان صادق الروايه روايت كردهاند آنست كه مأمون خليفه يك روز عيدى ثقلى و انحراف در مزاج خود يافت و نتوانست با مردم بنماز عيد رفتن گفت مر امام رضا را (ع) كه: برخيز يا أبا الحسن و نماز عيد را با مردم بگزار، پس آن حضرت از منزل بيرون فرمود جامه پاكيزه كوتاهى در بر، و عمامه سفيدى لطيفى بر سر كه هر دو از پنبه بود، و در دست مباركش عصاى معجز نماى مثل عصاى موسى و پياده روى آورد بمصلى و در رفتن ميفرمود كه:
السلام على ابوى آدم و نوح، السلام على ابوى ابراهيم و اسماعيل، السلام على ابوى محمد و على، السلام على عباد اللَّه الصالحين»
پس چون مردمان اين چنين ديدند هجوم كردند و روى آوردند از جهت دستبوس آن حضرت، پس بعضى از حواشى شتاب نمودند بسوى مأمون و گفتند: اى امير تدارك نماى مردم را و بيرون رو و با مردم نماز بگزار و الا بيرون ميرود خلافت اين زمان از تو، و او را بر آن داشتند كه بيرون رود بهر نوع كه باشد، و او بسرعت آمد و امام رضا (ع) بواسطه ازدحام مردم كه بر او گرد آمده بودند بمصلى نرسيده بود او خود آمده آن حضرت را بازگردانيد و خود پيش رفت و نماز گزارد با مردم.
و آن حال بر آن منوال گذشت هرثمة بن أعين يكى از مقربان مأمون بود ليكن كمر محبت اهل بيت در ميان جان داشت و در سلك شيعه ايشان ميبود و قيام مينمود بمصالح آن حضرت (ع) و نفس خود را نزد او بذل كرده تقربا الى اللَّه خدمت وى بتقديم ميرسانيد.