کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٨ - ذكر دلائل الامام ابى الحسن موسى الكاظم
و ديگر اسماعيل بن سالم گويد كه: فرستاد على بن يقطين و اسماعيل بن احمد بسوى من دينارى چند و گفتند: فرا گير اين دنانير را و برو بكوفه و با فلان ملاقات كن و او را همراه خود ببر، و دو مركب بخريد و سوار شويد و اين كتابتها با اين مال برسانيد بموسى بن جعفر (ع) پس ما آمديم تا ببطن الرمله و علف خريديم و در پيش مركب گذاشتيم و خود نشستيم بطعام خوردن كه ناگاه ديديم ما كه ظاهر شد موسى بن جعفر بر بغله يا بر بغلى سوار شاكرى از عقب مىآمد، پس ما چون آن حضرت را ديديم برجستيم و بر آن حضرت سلام كرديم فرمود كه: بياريد آنچه با شما است، پس آن را بيرون آورديم بآن حضرت با آن كتابتها، پس از آستين مبارك خود كتابت چند بيرون آورد و بما داد كه اينها جواب آن كتاباتست كه شما آوردهايد، پس باز گرديد در حفظ الهى، ما گفتيم: توشه ما آخر شده و نزديكيم بمدينه اگر اذن فرمائى ما را برويم و زيارت رسول اللَّه ٦ بكنيم و توشه برداريم، فرمود كه: آيا هيچ باقى مانده از توشه شما با شما؟ گفتند: بلى، فرمود كه:
بياريد پس بيرون آورديم و داديم آن را بدست مبارك گرفت و فرمود كه: اين مىرساند شما را بكوفه برويد در حفظ خداى تعالى، پس بازگشتيم و كفايت كرد آن توشه ما را تا كوفه.
و ابن جوزى رحمه اللَّه در كتاب صفة الصفوة آورده كه: موسى بن جعفر بن محمد بن على ابن حسين بن على ابو الحسن الهاشمى (ع) خوانده ميشد بعبد صالح از جهت عبادت و اجتهاد و قيام او بطاعت در شب، و بغايت كريم و حليم بود، هر گاه كسى او را متأذى ميساخت او بمال او را مىنواخت و ديگر ذكر كرده بعضى از احوال ولاد و وفات و اخبارى كه سمت ذكر يافت از پيش.