کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٥ - ذكر دلائل الامام ابى الحسن موسى الكاظم
حسن بن على الوشا گفت كه: من او را بدين حال ديدم.
و مرويست از عيسى مداينى كه بيرون رفتم يك سالى بطرف مكه معظمه و در آنجا اقامت كردم بعد از آن گفتم كه: اقامت كنم بمدينه مثل آنچه مقيم بودهام در مكه كه ثواب اين بيشتر است، پس آمدم بمدينه و فرود آمدم در طرف مصلى بجنب خانه ابى ذر، و تردد ميكردم به پيش سيد خودم امام موسى (ع) و باران سختى در مدينه مىباريد، پس آمديم بخدمت أبى الحسن (ع) و بر او سلام كرديم و از آسمان باران پياپى مىآمد، چون درآمدم ابتدا فرمود مرا و گفت:
و عليك السلام
أى عيسى باز گرد كه خانه تو فرمود آمده بر متاعى كه آنجا بود و آن را فرو گرفته، من بازگشتم ديدم كه خانه فرود آمده بر متاع بعضى را بكرايه گرفتيم كه متاع را از زير آن بيرون آرند، همه چيز از آنجا بيرون آورديم و هيچ فوت نشد غير يك سطل كه مرا بود.
پس چون آمدم روز ديگر و بر آن حضرت سلام كردم فرمود كه: هيچ چيز از متاع تو فوت شد كه نيافتى تا دعا كنيم از براى تو كه آن نيز بيابى؟ گفتم: چيزى فوت نشده غير يك سطل كه من در آنجا وضو ميساختم آن را نيافتم، اندكى سر مبارك در پيش انداخت بعد از آن سر برداشت بسوى من و گفت: گمان من آنست كه تو آن را جاى فراموش كرده، بپرس از جاريه صاحب خانه و بگو او را كه و برداشتى سطل را پس رد كن آن را بمن كه زود باشد كه او بر تو رد كند؛ پس چون باز گشتم و آمدم پيش جاريه صاحب خانه و گفتم مر او را كه: فراموش كرده بودم سطلى را كه وضو ميساختم در متوضا تو رفتى و برداشتى پس بازگردان بمن كه ميخواهم وضو سازم، پس آورد و داد.