کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٤٥ - باب دوم
شد، فرمود كه: نيست از ما كسى كه آمد و شد باشد بسوى او كتب و سؤال كرده شود از مسائل و اشارت كرده شود بسوى او اصابع و بار كرده شود بسوى او اموال الا آنكه كشته شود يا بميرد بر فراش خود تا برانگيزد خداى تعالى از براى اين امر مردى را كه خفى المولد و المنشأ باشد كه غير خفى باشد در نسب.
و روايتست از ريان بن صلت كه گفتم: مر امام رضا (ع) را كه توئى صاحب اين امر؟ فرمود كه صاحب اين امر هستم و ليكن من نيستم آنكه پر كند زمين را از داد و عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور و چگونه باشم اين را بر آنچه مىبينى از ضعف بدن من چه قايم آن كس است كه هر گاه بيرون آيد در سن پيرى و منظر جوانى داشته باشد، و در بدن قوتى بود تا غايتى كه اگر بكشد دست خود را به بزرگترين درختى بر وى زمين هر آينه بركند آن را. و اگر آواز كند در ميان كوهها پاره پاره گردد سنگهاى آن كوه؛ عصاء موسى و خاتم سليمان با وى باشد؛ و اين چهارم باشد از ولد من كه در غيبت نگاه دارد او را در پرده خود آن مقدار كه خواهد، بعد از آن ظاهر گرداند او را پس پر گرداند زمين را از قسط و عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور و ظلم گوئيا كه ايشان مايوسند آنچه باشند كه ندا كرده شوند ندا كردنى كه شنونده شوند از دور همچنان كه شنيده ميشوند از نزديك، او رحمت مؤمنان باشد و عذاب كافران.
و حسين بن خالد روايت كند كه امام رضا (ع) فرمود كه: دين نيست مر كسى را كه ورع نيست، و ايمان نيست كسى را كه تقيه نيست كه و إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ گفتند مر او را كه يا ابن رسول اللَّه تقيه تا بكى؟ فرمود: تا روز معلوم و آن روز خروج قايم ما است پس هر كه ترك كند تقيه را