کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٧ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
ميكردند در روى مبارك وى او را ميت ديدند (ع) و زعم قومى در زمان آن حضرت آن بود كه قايم منتظر او است و حبس او را آن غيبت مذكوره از براى قايم ميدانستند، و بعد از آن يحيى بن خالد گفت: تا منادى كردند در وقت وفات او كه: اين موسى بن جعفر است كه زعم روافض آن بود كه او نمىميرد پس نگاه كنيد و به بينيد، پس نگاه ميكردند او را در آن حالت كه ميت بود بعد از آن بردند و در مقابر قريش از باب التين دفن كردند، و اين مقبره از آن بنى هاشم بود.
و مرويست كه آن حضرت در حالت احتضار فرمود سندى را كه حاضر گرداند او را مولاى مدنى كه او را بود كه در خانه عباس بن محمد فرود آمده بود در مشرعه قصب تا متولى غسل و تكفين آن حضرت شود، پس چنان كردند و سندى بن شاهك گفت: من درخواست ميكردم كه اذن فرمايد كه من تكفين كنم او را قبول نفرمود، و فرمود كه: ما از اهل بيتيم كه مهرهاى زنان ما و اخراجات حج ما و اكفان مردهاى ما از طاهر اموال ما باشد، نزد من كفن هست و ميخواهم كه متولى غسل و جهاز من مولاى من فلان شود، پس او متولى اين امر شد.
مؤلف رحمه اللَّه مىفرمايد كه: هلاكت باد و دورى از رحمت الهى اين طايفه طاغيه هافيه، با اين اديان واهيه. و عقايد مدخوله، و ملل مجهوله، و انفس ظالمه، و حركات فاسده، و اهواء غالبه.
و همم قاصره، و سيرت قاسطه، و طبايع عاديه، و عقول ضايعه كه اتيان نمودند باين امر شنيع كه آسمان و زمين در اين حادثه گريست كه اين نوع ظلم از براى چيست كه روزها تيره گشت، و ديدها خيره از