کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
استقبال او و بطريق رسم و عادت آن حضرت بمسجد فرمود، و اقامت كرد رشيد تا شب شد؛ آنگاه آمد بر سر قبر رسول اللَّه ٦ و گفت: يا رسول اللَّه من اعتذار آوردهام بخدمت تو از امرى كه ميخواهم آن را بفعل آرم، و من داعيه آن دارم كه حبس كنم موسى بن جعفر را كه او ميخواهد تفرقه و پريشانى در ميان امت تو اندازد، و خونهاى ايشان بريزد.
بعد از آن گفت: تا آن حضرت را در مسجد گرفتند و پيش وى آوردند و مقيد ساختند، آنگاه دو قبه را طلب كردند و آن حضرت را بيكى از اين دو قبه نشاند و بر استرى گفت تا بستند، و قبه ديگر ديگرى را نشانده بر استر ديگر تعبيه كردند و بيرون فرستاد هر دو استر را با آن دو قبه از خانه خود به پنهانى، و با هر يكى جماعتى همراه كرد، بعد از آن آن جماعت متفرق شدند بعضى از ايشان با يك قبه براء بصره رفتند و بعضى ديگر براه كوفه، و امام موسى (ع) در قبه بود كه براه بصره رفتند.
و رشيد اين چنين كرد تا بر مردم پوشيده شود امر امام موسى، و امر كرده بود آن جماعت را كه با قبه امام بودند كه او را تسليم عيسى بن جعفر بن منصور كنند، و او در آن وقت در بصره بود، آن حضرت را تسليم وى كردند. او يك سال آن حضرت را نزد خود حبس كرد.
و نامه نوشت رشيد شقى بوى كه آن حضرت را بقتل آرد، عيسى بن جعفر بعضى از خواص خود را طلب نمود و در اين باب مشورت كرد كه رشيد بوى نوشته بود، ايشان اشارت بتوقف كردند و اغماض عين از آن.
پس نوشت عيسى بن جعفر برشيد كه: بسيار دور و دراز كشيد امر موسى بن جعفر (ع) و مقام او