کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢٥ - حلية الامام الثامى عشر الحجة المنتظر
و جواب آنكه رسول اللَّه ٦ چون وصف فرموده مهدى را بصفات معدوده مذكوره از ذكر نسب و اسم او و آنكه از ولد فاطمه و عبد المطلب باشد، و گشاده پيشانى و بلند بينى باشد و تعداد فرموده اوصاف بسيارى كه در احاديث مذكوره جمع است و گردانيده آن را علامت و دلالت بر آنكه آن شخص موصوف مهديست، و آنكه ثابت است او را اين احكام مذكوره كه او شخصى است كه جمع بود در او اين صفات، بعد از آن يافتيم اين صفات مجعوله كه علامت است و دلالت مجتمع است در ابى- القاسم محمد الخلف الصالح نه در غير او پس لازم است قول بثبوت اين احكام مر او را و اوست صاحب آن احكام؛ و الا پس اگر جايز باشد وجود چيزى كه آن علامت است و دليل، و ثابت نباشد آنچه مدلول اوست، قدح ميكند اين در نصب آن علامت و دلالت از رسول اللَّه ٦ و اين ممتنع است.
پس اگر معترض گويد كه تمام نيست عمل بدلالت و علامت الا بعد از علم باختصاص آنكه يافت شود در او اين علامات نه غير او، و تعين او از براى آن صفات، فاما هر گاه كه معلوم نباشد تخصص و انفراد او، پس حكم نتوان كرد از براى آن دلالت، و ما مسلم ميداريم كه از زمان رسول اللَّه ٦ تا ولادت خلف صالح (ع) يافت نشده از ولد فاطمه (ع) شخصى كه جمع بوده باشد در او اين صفات كه آن علامت و دلالت است.
ليكن وقت بعثت مهدى و ولادت و ظهور او در آخر اوقات دنيا خواهد بود نزد ظهور دجال، و نزول عيسى بن مريم ٧ و آن خواهد آمدن بعد از مدت مديده و از اين زمان تا آن وقت-