کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٠ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
حوايج ايشان را گزارد، و دعاى خير براى ايشان گفت و در همان روز معاودت فرمود.
و ديگر روايت كند على بن زيد بن على بن حسين بن زيد بن على بن حسين (ع) گفت صحبت داشتم ابا محمد را در دار عامه تا منزل خودش، پس چون رفت بخانه خود و خواستم كه باز گردم فرمود كه باش، و اندرون فرمود و اذن فرمود، پس باندرون رفتم عطا فرمود بمن صد دينار و گفت اين ثمن فلان جاريه تست كه او مرده اين وقت و من كه از منزل بيرون مىآمدم او را قصه نبود پس باز گشتم غلام گفت مرد جاريه تو در فلان ساعت گفتم چه نوع حالى بود او را گفت آب خورد و آب در حلق او گرفت و مرد و مرويست از على بن زيد كه بيمار بود پسر من أحمد پس نوشتم بآن حضرت ٧ كه دعا فرمايد از براى او، پس توقيع وى بيرون آمد كه آيا ندانسته است على كه هر اجلى را نوشتهايست پس آن پسر مرد.
و ديگر مرويست از محمودى كه من نوشتم بابى محمد كه دعا فرمايد كه روزى شود مرا فرزندى فرمود كه روزى كند ترا خداى تعالى فرزندى و بدهد ترا اجرى پس فرزند شد و مرد.
و روايت است از محمد بن على بن ابراهيم الهمدانى گفت نوشتم بابى محمد و التماس كردم كه دعا فرمايد كه حق تعالى مرا فرزندى روزى كند از دختر عم من، پس توقيع بيرون آمد كه خداى تعالى بروزى تو كناد فرزندان نرينه پس چهار پسر از او شد