کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠١ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
اعتصام نمايد بما، كسى كه دوست دارد ما را باشد با ما در سنام و مقام اعلى، و آنكه انحراف جويد از ما پس جاى او آتش است.
و مرويست از ابى هاشم كه داخل شدم بر ابى محمد (ع) و ميخواستم كه سؤال كنم از او نقره كه بريزم بآن انگشترى كه نگاه دارم از براى تيمن و تبرك، پس نشستم و فراموش كردم بآنچه آمده بودم از براى آن، بعد از آن وداع كردم و برخاستم، انداخت نزد من انگشترى و فرمود كه ميخواستى از من نقره پس ما داديم بتو انگشترى سود كردى نگين و كرايه را، گوارا گرداند خداى تعالى ترا يا ابا هاشم.
و روايتست از على بن عمر النوفلى گفت بودم با ابى الحسن (ع) در صحن خانه او پس گذشت بر ما جعفر پس گفتم فداى تو گردم اينست صاحب ما؟ فرمود كه نه صاحب شما حسن است.
و از حجاج بن سفيان عبدى روايتست كه گذاشتم پسر خود را بيمار در بصره و نوشتم بابى محمد كه دعا فرمايد براى او، پس نوشت كه رحمت كند خداى تعالى پسر تو را كه او مؤمن بود، حجاج گويد كه وارد شد بر من كتابت وى در بصره و مرده بود پسر من در روزى كه نوشته بود بمن أبو محمد بموت او، و بود پسر من كه شك ميكرد در امامت از براى اختلافى كه جارى است ميان شيعه.
و روايتست از محمد بن درياب الرقاشى گفت نوشتم بابى محمد و سؤال كردم او را از مشكاة و آنكه دعا كند از براى زن من كه باردار بود بر سر ولدش كه روزى گرداند حق تعالى مرا فرزند نرينه