کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٥ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
منادى ميكردند كه هر كه او را بياورد پس او را صد هزار درهم باشد حديث كرد محمد بن على السمرى كه گفت داخل شدم بر أبى أحمد عبيد اللَّه بن عبد اللَّه و پيش او رقعه بود از ابى محمد (ع) در او بود كه من فرود مىآرم بلاى خداى را بر اين طاغى يعنى الزبيرى و او گيرنده بود آن حضرت را و سه روز شده بود پس چون روز سيوم شد كردند باو آنچه كردند و ديگر گفت كه نوشت آن حضرت بسوى من كه فتنه فرو خواهد گرفت شما را بر حذر باشيد پس چون سه روز گذشت در ميان بنى هاشم فتنه افتاد پس من نوشتم بوى كه آيا آن فتنه اين بود فرمود كه نه و ليكن غير اينست پس چون چند روز گذشت امر معتز بوقوع آمد و كشته شد او و مرويست از ابى هاشم جعفرى كه او گفت نزد ابى محمد (ع) بودم كه درآمد بر او جوانى خوب صورتى من گفتم در نفس خود كه باشد اين پس ابو محمد فرمود كه اين ابن ام غانم است صاحب سنگى كه مهر كرده بودند آن را پدران كرام من و آن را آورده كه من نيز مهر كنم، آنگاه فرمود كه بده سنگت را بمن؛ پس داد و در او موضع املس نرم بود آن را مهر فرمود با خاتم خود كه با وى بود و اسم يمانى مهجع بن سفيان بن علم بن ام غانم يمانيه بود او ديگر گفت كه بيرون آمد ابو محمد با جنازه ابى الحسن (ع) و پيرهن را چاك كرده بود پس نوشت بوى ابو عون قرابه نجاح بن سلمه كه هيچ كس ديده از ائمه كه چاك كرده باشند جامه خود را در مثل اين صورت؟ نوشت أبو محمد بسوى وى كه اى أحمق ندانسته كه چاك كرد موسى