کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٣ - باب در ذكر وفات ابى محمد الحسن بن على(ع) و موضع قبر و ذكر ولد او
كه فلان چيز را رد كن، و خبر كرد بهر يك بآنچه برداشته بودند تا همه را باز دادند و هيچ فوت نشد.
حديث كرد هارون بن مسلم او گفت پسرى شد احمد پسر مر او نوشت بسوى ابى محمد (ع) بعسكر در روز دوم ولادت او و پرسيد كه چه نام كند او را و كنيت او چه باشد، و من ميخواست كه نام او جعفر باشد و كنيت او أبو عبد اللَّه پس آمد رسول او در صبيحه روز هفتم و كتاب آورد از او كه او را جعفر نام كن و كنيت كن او را بابى عبد اللَّه و دعا فرموده بود از براى من و حديث كرد مرا قاسم هروى كه بيرون آمد توقيع از أبى محمد ببعضى بنى اسباط گفت نوشته بودم بوى كه خبر كند او را از اختلاف موالى و سؤال كرده بودم او را از اظهار دليل؛ پس نوشت بسوى من:
بدرستى كه خطاب فرمود خداى عز و جل عاقل را و نيست احدى كه اتيان نمايد بآيتى و اظهار كند دليلى را كه اكثر و بيشتر باشد از آنچه آمده بخاتم النبيين و سيد المرسلين پس ميگفتند كفار كه او ساحر و كاهن و كذاب است و هدايت ميكرد حق تعالى كسى را كه مهتدى ميبود الا آنكه بادله ساكن ميشدند بسيارى از مردم.
و اين آنست كه حق تعالى اذن ميفرمايد ما را پس تكلم ميكنيم و منع مينمايد و خاموش ميباشيم و اگر خواهد كه اظهار نكند حق را پيغمبران را نميفرستد كه مبشرين و منذرين باشند كه اظهار كنند حق را در حال ضعف و قوت و ناطق باشند در آن اوقات تا گزارش دهند امر حق را و انفاذ حكم او كنند در ميان طبقات مردمان متفرقه تا ايشان را بينا گردانند بر سبيل نجات و متمسك بحق گردند و متعلق بفرع و اصل شوند بىشك و ريب و نيابند از او گريزى