کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٦ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
شوى او را؟ آن حضرت فرمود كه بلى، پس سوار شد بىآنكه او امتناع كند بر او و بعد از آن او را راند و پاشنه كرد به بهترين رفتنى رفت و بازگشت، و فرمود آمد پس گفت مر او را مستعين كه چگونه ديدى او را فرمود كه نديدم مثل او را در حسن و زيبائى پس گفت مستعين مر او را كه أمير المؤمنين آن را بتو ارزانى داشت آن حضرت فرمود به پدر من كه اى فلان بگير او را گرفت و كشيد و برد و روايتست از ابى هاشم جعفرى كه شكايت بردم نزد ابى محمد حسن بن على (ع) باحتياجى كه داشتم پس حك كرد بتازيانه خود زمين را و بيرون آورد از او سبيكه كه قريب پانصد دينار طلا بود و گفت بگير اى ابى هاشم و معذور دار ما را.
و مرويست از ابى على المطهرى كه او نوشته بود بسوى آن حضرت از قادسيه و اعلام كرده كه مردم باز ميگردند از حج از خوف تشنگى من هم باز گردم آن حضرت نوشت كه برويد كه بر شما ترسى نيست ان شاء اللَّه پس باقيان رفتند بسلامت و بايشان از تشنگى تشويشى نرسيد.
مرويست از على بن الحسين بن الحسن بن الفضل اليمانى كه او گفت نزول كرد بجعفرى از آل جعفر خلق بسيار كه مقاومت ايشان ميسر نبود، او بنوشت بآن حضرت و از ايشان شكايت كرد، پس نوشت باو كه دست ميدارند ايشان از تو ان شاء اللَّه گفت بيرون آمدند مردم اندكى بسوى ايشان و آن جماعت زياده بر بيست هزار كس بودند و اينان كمتر از هزار و ايشان را منهزم ساختند.
و روايت است از محمد بن اسماعيل العلوى گفت كه حبس كرده شد ابو محمد (ع) نزد على بن اوتامش و او شديد العداوه بود مر آل محمد را (ع) و غليظ بود بر آل ابى طالب؛ و گفته بودند