کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٢ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
شد و رفت و اطباء را امر فرمود كه پاى از آنجا نكشند و فرستاد بقاضى القضاة و در مجلس وى حاضر كرد و فرمود او را كه ده كس را اختيار كن از مردم ثقه كه متدين و با ورع و امانت باشند و ايشان را فرستاد كه ملازم آن خانه باشند و شب و روز از او غافل نشوند، پس اين چنين بود تا آن حضرت رحلت فرمود چون اين خبر فاش شد غريو از سرمنرأى برآمد، و بازارها بستند و بنى هاشم و قواد و كتاب و قضاة و معدلان و ساير مردمان بجنازه وى حاضر شدند پس سرمنرأى شبيه بروز قيامت شد پس چون فارغ شدند از تهيه او سلطان فرستاد بعيسى بن متوكل و امر كرد كه بر وى نماز بگزارد و چون نهادند جنازه را از براى نماز ابو عيسى نزديك آمد روى مبارك وى گشود و عرض كرد او را بر بنى هاشم از علويه و عباسيه و قواد و كتاب و قضاة و معدلين و گفت اين حسن بن على بن محمد بن الرضاست (ع) كه وفات يافته بر فراش خود بىسبب ديگرى و حاضر كرد خدام سلطان و ثقات او و قضاة و اطبا كه ملازمت داشتند آنجا و همه ديدند و تفحص نمودند كه او خود وفات يافته و كسى او را نكشته و بعد از آن روى او را پوشانيد و نماز بر وى گزارد و امر كرد كه برداشتند و بردند و دفن كردند و بعد از دفن جعفر برادرش آمد نزد پدر من و گفت مرتبه برادر را بمن أرزانى داريد و من در هر سال بيست هزار دينار بشما برسانم چون او اين را از او شنيد بر او مكروه آمد و گفت اى احمق سلطان اطال اللَّه بقاءه برهنه كرده شمشير را و نهاده در ميان كسانى كه زعم ايشان آن بود كه پدر و برادر تو اماماناند تا ايشان را باز دارد از اين و ميسر نشد او را پس اگر تو نزد شيعه پدر و