کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٧ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
گويد كه يحيى بن زكريا را حملى بود پس نوشت بآن حضرت كه مرا حملى هست دعا فرماى كه حق سبحانه و تعالى مرا پسرى كرامت كند نوشت بوى كه بسا دخترى كه بهتر از پسر است پس حق سبحانه و تعالى او را دخترى داد ايوب بن نوح گويد كه نوشتم بابى الحسن (ع) كه تعرض ميكند مرا جعفر بن عبد الواحد القاضى و ايذا ميرساند بمن در كوفه، شكايت بوى آوردهام كه نوعى شود كه ازو بمن ايذا نرسد و نوشت بمن كه كفايت مىشود امر او از تو تا دو ماه پس عزل شد از قضاى كوفه در آن دو ماه و من استراحت يافتم از او.
گويد فتح بن يزيد جرجانى كه بخدمت ابى الحسن (ع) رسيدم در وقت بازگشتن از مكه بعراق پس شنيدم كه ميفرمود كه هر كه از خداى تعالى بپرهيزد ازو بپرهيزند و هر كه اطاعت حق كند اطاعت او كنند گفت پس تلطف كردم بجانب وى و سلام كردم بر وى جواب سلام فرمود و امر كرد مرا بجلوس و اول چيزى كه ابتدا فرمود بآن آن بود كه گفت يا فتح هر كه اطاعت خالق كند باك نداشته باشد از قهر و سخط مخلوق و هر كه بخشم آرد خالق را پس بايد كه يقين داشته باشد كه فرود خواهد آورد خالق بآن خشم مخلوق را بر او و بدرستى كه خالق وصف كرده نميشود مگر بچيزى كه وصف كرده باشد او ذات خود را بآن، و از كجا وصف توان كرد خالقى را كه حواس عاجز است از آنكه درك تواند كرد او را، و اوهام پيرامون معرفت او تواند گشت، و ديده تيزبين احاطه ديدن او تواند كرد، بزرگتر و برتر از آنست كه وصف كنند او را وصفكنندگان، دوريست در نزديكى او، و نزديكيست