کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣٩ - باب طرفى از دلايل ابى الحسن(ع) و اخبار و براهين و بينات او
كه از حق تعالى در خواه كه ضياع مرا بمن بازگردانند نوشت بمن كه زود باشد كه بازگردانند بر تو و ضرر نكنند بتو چون بتو باز نگردد گويد على بن محمد النوفلى پس چون فرستاد محمد بن فرج رخجى بعسكر نوشته از براى او برد ضياع او پس هنوز نرسيده بود كفايت آن مرد كه او مرد و نوشت على بن خصيب بمحمد بن فرج كه بيرون رود از عسكر پس او نوشت بسوى آن حضرت و در آن امر مشورت كرد آن حضرت نوشت بوى كه بيرون رو كه فرج تو در آن است ان شاء اللَّه پس بيرون رفت و درنگ نكرد پس اندكى تا مرد ابو يعقوب گويد كه ديدم محمد بن فرج را پيش از مرگ او بعسكر در شبانگاهى از عشايا و در پيش روى او ابو الحسن (ع) مىآمد پس نظر شافى بر وى گماشت بعد از آن بيمار شد محمد بن فرج در روز ديگر پس چند روز از مرض او گذشت من بعيادت وى رفتم حديث كرد بمن كه ابو الحسن (ع) براى من جامه فرستاده كه در زير سر خود بنهم گفت آن را كفن وى كردند ابو يعقوب گويد كه ديدم ابو الحسن را (ع) با احمد بن خضيب كه سير ميكردند و آن حضرت ازو پاى باز كشيد ابن خضيب گفت سير كن و بمن برس فرمود كه تو پيشى دارى پس درنگ نكرديم مگر چهار روز تا شكنجه بر ساق ابن خصيب نهادند و در آن كشته شد گويند كه الحاح ميكرد ابن خصيب بر آن حضرت در خانه كه در آنجا آن حضرت ساكن بود كه