کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٨ - مديح الامام ابى جعفر الثانى
|
و هم من غير ما شك و خلف |
إذا انصفت سادات العباد |
|
|
أيا مولاى دعوة ذى ولاء |
اليكم ينتمى و بكم ينادى |
|
|
يقدّم حبّكم ذخرا و كنزا |
يعود اليه في يوم المعاد |
|
|
جرا بمديح مجدكم لسانى |
فاصبح ديدنى فيكم و عادى |
|
|
ففيكم رغبتى و على هواكم |
محافظتى و حبّكم اعتقادى |
|
|
إذا محض الوداد النّاس قوما |
محضتكم و ان سخطوا ودادى |
|
|
و كيف يجوز عن قصد لسانى |
و قلبى رائح بهواك غادى |
|
|
و مما كانت الحكماء قالت |
لسان المرء من خدم الفؤاد |
|
|
و قد قدّمتكم زادا لسيرى |
الى الاخرى و نعم الزاد زادى |
|
|
فانتم عدّتى ان ناب دهرى |
و انتم ان عرا خطب عتادى |
|
يعنى حمد و شكر و ستايش پى در پى گوى بر نعمتهاى مولى و خداوند كه جواد است كه امام راهنمايست، مر او راست شرف و بزرگى كه بلندى گرفته بدين دو صفت بر هفتم آسمان، پيشواى راه نمائيست، كه مر او را شرف و مجد و بزرگى است كه اقرار دارند ببزرگى او دوستان و دشمنان، ميريزد از هر دو دست او باران جود و ميگشايد بفائده بسيار پس بىنيازست از ستاره در سال بسته درهم از روى خشكى، بخيل ميگرداند جود هر دو كف او هر جواد را و هر گاه كه جارى و روان ميگرداند در جود و بخشش كه ريزنده است جواهر نعمتها را، بنا كرده از صالح اعمال خانه را كه از رفعت و بلندى در اوست از آنكه آواز بلند تواند رسيد كه مرتفع و بلند است ستون آن؛ و بنياد كرده از مفاخر و معالى بناى را كه بنا نشده بدان ارتفاع از عهد و زمان عاد، و فواضل و صدقات و نعمتهاى وى بسيار است كه عهد كرده شدهاند كه عهد او راست از ريزنده عهدها، و اقدام نموده در بيشه معارك مثل اقدام شير غرنده و جريان كرده در همت و بخشش مثل جريان اسب دونده، پس كيست كه اميد و رجا داشته باشد لحوق بوى را هر گاه كه اتيان نتواند نمود بنوى فخر يا كهنگى او، از قومى كه اقرار دارند از