کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٩ - باب در ذكر طرفى از نص و اشارت بامامت ابى جعفر محمد بن على
و گفتم مر او را كه: گواهى ميدهم كه تو امامى نزد خداى تعالى، پس امام رضا (ع) گريست و فرمود كه:
يا عم آيا نشنيدى از پدر من كه ميفرمود كه پيغمبر ٦ فرمود به پدر من كه آن پسر خيره اماء نوبيه طيبه باشد گويند كه مرد يا هلاك شد و بهر وادى سلوك كند گفتم راست گفتى كه فداى تو گردم.
و روايتست از صفوان بن يحيى كه گفتم مر امام رضا را (ع) كه: بوديم ما كه سؤال ميكرديم از تو پيش از آنكه حق تعالى كرامت كند بتو ابو جعفر را بودى تو كه ميفرمودى كه: اكرام خواهد فرمود بمن حق جل و علا پسرى پس بدرستى كه بتو كرامت كرده و چشمهاى ما بوى روشن شده، پس ننمايد ما را حق تعالى كه ترا چيزى شود و روز تو بسر آيد پس اگر حادثه روى نمايد بعد از تو كه خواهد بود؟ اشارت فرمود بدست مبارك خود بابى جعفر (ع) و او پيش وى ايستاده بود، گفتم مر او را كه: فداى تو گردم و اين پسر سه ساله است، فرمود كه: اين ضرر نميكند و حال آنكه عيسى پيغمبر (ع) قيام نمود بامر نبوت و كمتر از سه سال داشت.
و روايتست از معمر بن خلاد كه او گفت من شنيدم از امام رضا (ع) كه ذكر فرمود چيزى را و ميگفت: شما را باين هيچ حاجت نيست اينك أبو جعفر او را مىنشانم بجاى خود و ميگردانم او را در مكان خود، ما از أهل بيتيم كه ميراث اصاغر ما از اكابر مايند پر تير يعنى پر مرغى كه در تير پيوند ميكنند تفاوتى نيست ميان كوچك و بزرگ آن اين مثلى است.
و نوشت ابن قيام واسطى بامام رضا (ع) كتابتى كه: چگونه امام باشى و ترا فرزندى نباشد؟ فرمود در جواب او كه چون دانستى كه مرا فرزند نخواهد بود؟ بخدا كه منقضى نشود ايام و ليالى تا روزى فرمايد مرا حقتعالى فرزندى كه جدا سازد حق را از باطل.