کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧١ - ذكر وفات الامام ابى الحسن الرضا
آورد، و پاسبانان و غلامان مىديدند و توانائى نداشتند كه با من سخن كنند تا از در خانه بيرون رفتم، بعد از آن فرمود كه برو در حفظ اللَّه كه ديگر هرگز باو نميرسى و او بتو نخواهد رسيد.
أبا صلت گويد كه ديگر هرگز با مأمون ملاقات نكردم.
و روايت است از ابراهيم بن عباس كه بيعت بامام رضا (ع) در پنجم ماه رمضان بود و در سنه احدى و مأتين و تزويج فرمود ام حبيب را در اول سنه اثنين و مأتين، و مأمون متوجه عراق شد.
و در روايت هرثمه بن اعين ورود يافته از امام رضا (ع) در حديث طويلى كه آن حضرت فرمود كه: يا هرثمه اين اوان رحيل منست بجانب حق تعالى و لحوق من بجد و آباى كرام (ع) نامه أجل رسيد و عزم جزم كرد اين طاغى بزهر دادن كه ريسمان را زهر آلوده كرد و در انگور كشيد و زهر را ببعضى از غلامان داد تا در انار شكسته انداختند و بحب آن آلوده شد و در آن روز مرا طلب كرد و آن را نزديك من آورد و بمن خورانيد بعد از آن اين چنين شد و اين حديث كشيد قريب بآنچه أبو الصلت روايت كرد و چيزى چند زايد بر آن بود.
امام رضا (ع) را از ولد همين ابو جعفر محمد بن على الجواد (ع) بود لا غير، و چون امام رضا (ع) متوفى شد مأمون فرستاد و محمد بن جعفر الصادق و جماعتى از آل ابى طالب را حاضر كرد و ايشان را تعزيه گفت و اظهار حزن شديد نمود، و امام را بايشان نمود كه صحيح الجسد است و مىگفت بر من