کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤٢ - ذكر ولادته و مدة عمره و وفاته(ع)
فاما كمال الدين ابن طلحه رحمه اللَّه ذكر سلف و خلف كرده و جريان نموده در مضمار آن و توقف نكرده آن را غير او منكرست او مقر و معترف است رحمه اللَّه، و از عجب امور آنكه حافظ أبو نعيم متهم است متشيع و فعل او اينست كه رافع آنست حق تعالى رفع كناد از ما و از ايشان.
و ابى در نثر الدر آورده كه فضل بن سهل پرسيد از امام على بن موسى الرضا (ع) در مجلس مأمون كه يا أبا الحسن مردمان مجبورند؟ فرمود كه: خداى تعالى اعدل است از آنكه جبر كند شمار او بعد از آن عذاب كند گفت: پس گذاشته شدهاند؟ فرمود كه: حق تعالى احكم است از آنكه مهمل گذارد بنده خود را و بخودش باز گذارد.
نصرانى را پيش مأمون آوردند كه فجور كرده بود بهاشميه چون اين را ديد مسلمان شد از جهت خوف قتل، مأمون را از اين خشم آمد و از فقها پرسيد گفتند كه: اسلام هدر ميكند آنچه پيش از آن بوده آنگاه از امام رضا (ع) پرسيد فرمود كه: بكش او را زيرا كه او مسلمان شد وقتى كه باس و شدت را ديد كما قال اللَّه تبارك و تعالى فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ تا آخر سوره.
و پرسيدند از آن حضرت از قناعت فرمود كه: قناعت نفس را صيانت ميكند و قدر اين كس را نگاه ميدارد كه آب روى خود را پيش اهل دنيا نريزد، و سؤال نميكنند ترا از قناعت الا دو مرد يا