کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٩ - ذكر ولادته و مدة عمره و وفاته(ع)
موسى بن مهران گويد كه: ديدم امام رضا (ع) را كه نظر كرد بهرثمه و فرمود كه گوئيا مىبينم كه او را بمرو بردهاند و گردن او را زدهاند، و آنچنان شد كه آن حضرت فرموده بود- اين آخر آنست كه آورده از كتاب دلايل.
و راوندى رحمه اللَّه در كتاب خرائج آورده كه روايت كرده اسماعيل بن أبى الحسن كه ما با امام رضا (ع) بوديم كه آن حضرت دست مبارك را بر زمين نهاد گوئيا كه كشف كرد چيزى را، پس ظاهر شد از آنجا شپكهاى طلا باز دست مبارك بر آن كشيد ناپديد گشت، گفتم: اگر ميدادى يكى را از آن بمن چه ميشد، فرمود كه وقت اين امر هنوز در نيامده.
و ديگر آنكه أبو اسماعيل سندى گويد كه: من شنودم در سند كه حق تعالى را هست حجتى در عرب، پس من بيرون آمدم براى آن طلب، پس مرا دلالت كردند بر امام رضا (ع) پس قصد آن مقصد كردم و بخدمت وى آمدم و من نميدانستم از عربى يك كلمه را پس سلام كردم بزبان سندى جواب فرمود بر گفت من، پس من بلغت سندى با وى سخن مىگفتم و او جواب ميفرمود مرا بآن لغت، من گفتم كه شنيده بودم در سند كه خداى تعالى را حجتى هست در عرب و من بيرون آمدهام بآن طلب فرمود كه آن بمن رسيده و اكنون آن منم، بعد از آن فرمود كه سؤال كن از آنچه ميخواهى، پس سؤال كردم آنچه خواستم، پس چون خواستم كه برخيزم از نزد وى گفتم كه: نميدانم از عربى چيزى پس دعا فرماى بدرگاه خداى تعالى كه الهام فرمايد مرا بلغت عرب كه تكلم توانم كرد با أهل آن، كشيد دست مبارك بر هر دو لب من در ساعت تكلم كردم بعربى.