کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٩ - در ذكر وفات امام رضا على بن موسى(ع) و سبب آن و بعضى از اخبار كه در اين باب وارد است
آن حضرت اشارت فرمود بدست مبارك و مر ايشان را گفت كه: متفرق شويد، ياسر گويد: و اللَّه كه ايشان روى گردانيدند در شتاب بعضى بر بعضى واقع ميشدند، و بر هيچ يك اشارت نكرد الا كه در رفتن بر وى درافتاد.
و روايتست از مسافر كه چون خواست هارون كه محاربه كند محمد بن جعفر را امام رضا (ع) فرمود مرا كه: برو بسوى او و بگو مر او را كه بيرون مرو فردا كه اگر بيرون ميروى فردا منهزم مىشويد و اصحاب تو كشته ميشوند، پس اگر گويد ترا كه: كجا دانستى بگو مر او را كه ديدم در خواب من رفتم و گفتم او را گفت: خواب ميكند بنده و نمىشويد دبر خود را، بعد از آن بيرون رفت و منهزم شد و اصحاب او كشته شدند.
در ذكر وفات امام رضا على بن موسى (ع) و سبب آن و بعضى از اخبار كه در اين باب وارد است
امام رضا (ع) بسيار موعظت مينمود مأمون را در خلوت، و تخويف بحق تعالى ميفرمود، و تقبيح ميكرد مر او را آنچه مرتكب ميشد آن را از خلاف اين و مأمون بظاهر اين را قبول مينمود و بباطن در كراهت مىافزود و بر او گران ميبود، و يك روز آن حضرت درآمد بر او كه او وضو ميساخت از براى نماز و غلام آب بر دست وى ميريخت آن حضرت فرمود كه يا امير
«لا تشرك بعبادة ربك احدا»
مأمون غلام را از آن بازداشت و خود متولى وضو شد، و اين موجب كدورت و حزن او گشت.
و آن حضرت تحقير ميفرمود و عيب ميكرد بر حسن و فضل پسران سهل را نزد مأمون وقتى كه ذكر ايشان ميگذشت، و وصف مينمود براى او ناشايستى كه از ايشان بوجود مىآمد، و نهى ميفرمود مأمون را از گوش