قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٠٠ - كل ما له جهتا قوة و فعل فله من حيث كونه بالقوة ان يخرج الى الفعل بغيره
١٠٩
كل ما له جهتا قوة و فعل فله من حيث كونه
بالقوة ان يخرج الى الفعل بغيره
هر موجودى كه از يك سو بالقوه باشد و از سوى ديگر بالفعل، ناچار براى خارج شدن از مقام قوه و راه يافتن به مقام فعليت خويش، نيازمند به غير خويشتن خواهد بود. پيش از شرح معنى اين قاعده، ناچار بايد حدود معنى قوه و فعل، اگرچه بهطور اجمال، روشن گردد. براى روشن شدن اين مسئله بهتر است يك جسم را در نظر بگيريم. اين جسم از جهت اينكه جوهرى است ذو ابعاد، داراى فعليت است؛ ولى همين جسم از جهت اينكه بسيارى از امور را اكنون فاقد است و در آينده مىتواند دارا شود، موجودى بالقوه محسوب مىگردد. آنچه را يك جسم اكنون فاقد است و در آيندۀ دور و نزديك مىتواند واجد آن گردد بسيار است. خروج از مقام قوه و رسيدن به فعليتهاى گونهگون كار روزمره و هميشگى اين جهان است. راهى را كه موجودات در اين جريان پرماجرا طى مىكنند راهى بس دراز است. شگفت اينجاست كه در اين راه طولانى و مسير پرمخاطره هيچگونه درنگ و توقف براى هيچ موجودى نيست. زيرا درنگ مرگ است و توقف نابودى. و به اين ترتيب گفته مىشود قافلۀ موجودات پيوسته از اين مسير به جنبش و تكاپوى خود ادامه مىدهد و سرانجام روزى دير يا زود شاهد مقصود و پيروزى را در آغوش خود خواهد گرفت.