قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٨٥ - بالقوه صرفنظر از زمان بعد از بالفعل است
گردد. دليل اين امر آن است كه هرگاه بخواهيم يك موجود بالفعل را تعريف كنيم بهآسانى مىتوانيم ماهيت آن را تصور كرده و آن را به صورت حد تام معرفى كنيم؛ درحالىكه اگر بخواهيم يك موجود بالقوه را تعريف كنيم به هيچوجه نمىتوانيم ماهيت آن را بدون در نظر گرفتن فعليت آيندهاش تصور كرده و آن را به صورت يك حد تام معرفى نمائيم. به اين ترتيب معلوم مىشود بالفعل بودن يك شىء در مقام انديشه و تصور نيازمند بالقوه بودن آن نمىباشد؛ ولى بالقوه بودن براى يك شىء در مقام انديشه و تصور بدون در نظر گرفتن فعليت آن به هيچوجه امكانپذير نيست. بطور مثال گفته مىشود شكل بالفعل چهارگوش را در هندسه بآسانى مىتوان تصور كرد و آن را تعريف نمود؛ درحالىكه اگر كسى بخواهد شكل بالقوۀ چهارگوش را در هندسه به صورت استعداد و آمادگى براى چهارگوش شدن تعريف كند ناچار بايد شكل بالفعل چهارگوش را نيز در نظر داشته باشد.
علاوه بر آنچه گذشت اين مسئله نيز حائز اهميت است كه بالقوه بودن در يك شىء همواره مرحلۀ نقصان را نشان مىدهد، درحالىكه بالفعل بودن براى يك شىء چيزى جز كمال نسبى آن نمىباشد؛ عبارت ابن سينا در اين باب چنين است: «. . . ان الأمر فى الاشياء الكائنة الفاسدة فهو على ما قالوا فان القوة فيها قبل الفعل قبلية بالزمان و اما الامور الكلية او المؤبدة التى لا تفسد فانها لا تتقدمها التى بالقوة البتة ثم القوه متأخرة بعد هذه الشرائط من كل وجه الخ. . .» ٤
صدر المتألهين اين قاعده را از شيخ الرئيس، ابو على سينا، نقل كرده و آن را مورد تأييد قرار داده است. وى در بسيارى موارد و به مناسبتهاى گونهگون از اين قاعده استفاده كرده و آن را در كتاب اسفار ٥مورد استناد خويش قرار داده است.
٤ -همانجا.
٥ -الاسفار الاربعة. (چاپ جديد) . ج ٣. ص ٥؛ و ج ٥. ص ٢٧٠؛ و ج ٨. ص ٨٤.