قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٢٩ - آيا مىتوان از اين قاعده به اصل حركت در جوهر راه يافت؟
ذاتيه تبديل گردد؛ زيرا مثلا اگر مفهوم ضاحك، كه يك مفهوم مشتق بهشمار مىآيد، مركب باشد از شىء و ضحك؛ ناچار بايد گفت شيئى كه داراى خصلت ضحك مىباشد چيزى جز يك موجود انسانى نيست. اكنون اگر ضاحك را با همين مفهوم تركيبى، يعنى انسان صاحب ضحك، بر انسان حمل نمائيم، معنى آن اين خواهد بود كه انسان را بر انسان حمل كرده باشيم؛ درحالى كه اينگونه حمل را چيزى جز حمل شىء بر نفس نمىتوان به شمار آورد. اين مطلب نيز بديهى است كه حمل شىء بر نفس پيوسته يك قضيۀ ضروريۀ ذاتيه را تشكيل مىدهد. به همين ترتيب معلوم مىگردد كه اگر كسى مفهوم شىء را در مشتق مأخوذ و معتبر بداند ناچار با يك مشكل بزرگ روبرو خواهد شد؛ و آن مشكل بزرگ چيزى جز تبديل مادۀ امكان خاص به ضروريۀ ذاتيه نيست.
مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى، در مقام تأييد و تكميل براهين محقق شريف در مورد مسئلۀ مشتق، يك سخن تازه و مسئلۀ جديدى را ارائه كرده است. وى مىگويد: اگر مفهوم شىء در مشتق مأخوذ و معتبر باشد لازم مىآيد نوع در فصل داخل گردد. سبزوارى سخن خود را محكمتر و خللناپذيرتر از نحوۀ استدلال محقق شريف دانسته است. معنى سخن سبزوارى اين است كه اگر مفهوم شىء را، كه در اينجا چيزى جز مفهوم انسان نمىباشد، بطور مثال در مفهوم ناطق داخل بدانيم، لازم مىآيد مفهوم انسان، كه مفهوم يك نوع بهشمار مىآيد، در مفهوم ناطق كه چيزى جز فصل نيست داخل شده باشد. عبارت حاج ملا هادى سبزوارى در اين باب چنين است: «و ايضا لزم حنيئذ دخول النوع فى الفصل، و هذا اسد و احكم بما جعله السيد رحمة الله تاليا. . .» ٣
يك سخن ديگر مىتوان در اينجا بر سخن حاج ملا هادى سبزوارى اضافه كرد و آن اين است كه اگر با مركب دانستن مشتق، مانند ناطق، لازم مىآيد نوع در فصل داخل گردد؛ بايد گفت با مركب دانستن مشتق، مانند ضاحك، لازم مىآيد نوع در
٣ -الاسفار الاربعة. ج ١. ص ٤٢.