قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٣٨ - گامهاى منطقى انديشه يا مطالب علمى در اصطلاح منطق
از برهان متين و محكم شبه لم استفاده كرده است و اين بدان جهت است كه برخى از اكابر، برهان انى را در باب اثبات صانع كوتاه و نارسا مىدانند. شرح اين سخن از گنجايش اين مختصر بيرون است و در جاى خود نيازمند يك بررسى جامع الاطراف مىباشد.
در خاتمۀ اين مبحث لازم است يادآور شويم كه بين شرح- الاسم و تعريف لفظى، تفاوت اساسى وجود دارد. شرح الاسم، همانگونه كه ذكر شد، پاسخ پرسش نخستين و اولين گام انديشه در راه ادراك حقيقت و ماهيت يك شئ است و اين خود آغاز مرحلۀ تحقيق و بررسى دربارۀ ذات يك شئ بشمار مىآيد؛ در حالى كه تعريف لفظى چيزى جز آشنا شدن به وضع يك لغت نمى- باشد. در واقع مىتوان گفت تعريف لفظى عبارت است از توضيح معنى لغوى الفاظ، و اين چيزى است كه به وسيلۀ كتب لغت انجام مىپذيرد. بنابراين تعريف لفظى به هيچوجه نمىتواند از جملۀ مراحل ادراك در مورد حقيقت يك شئ بهشمار آيد.
اكنون كه معلوم شد بين شرح الاسم و تعريف لفظى تفاوت اساسى وجود دارد، تفاوت ميان شرح الاسم و تعريف حقيقى نيز بايد معلوم گردد. تفاوت اساسى بين اين دو مرحله را در واقع بايد به پيش از هستى و بعد از هستى بودن دانست. معنى اين سخن آن است كه اگر پرسش از حقيقت يك شئ، پيش از مرحلۀ اثبات هستى آن انجام شود پاسخ آن پرسش شرح الاسم خواهد بود؛ ولى اگر همان پرسش، پس از اثبات هستى آن مطرح شود پاسخ درست آن چيزى جز تعريف حقيقى نمىتواند بوده باشد. برخى از بزرگان انديشه به اين مسئله توجه نكرده و شرح الاسم را به جاى تعريف لفظى به كار بردهاند. در آثار علماى علم اصول فقه فراوان ديده مىشود كه شرح الاسم را چيزى جز يك تعريف لفظى ندانسته و در بيشتر موارد اين دو اصطلاح را به جاى يكديگر بكار بردهاند. شايد علت اين امر آن باشد كه برخى از آنان مسائل حقيقى و فلسفى را با مباحث الفاظ مخلوط كردهاند.
اختلاط و امتزاج بين مسائل حقيقى و اعتبارى در تاريخ انديشۀ بشر هميشه منشأ اشتباه و مناقشات بسيار شده است.