قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩٤ - برهان مخالف
برهان مخالف
كسانى كه قيام يك عرض را به عرض ديگر محال دانستهاند، براى اثبات عقيدۀ خود بيش از دو برهان اقامه نكردهاند. خلاصۀ يكى از آن دو برهان، كه در كتاب «مباحث المشرقيۀ» امام رازى نيز آمده، به اين ترتيب است كه گفتهاند: صفت واقع شدن يا تابع بودن به معنى اين است كه شىء تابع در جهان خارج از طريق متبوع خود بتواند تحيز پيدا كند و در جائى قرار گيرد؛ زيرا صفت، يا هرگونه چيزى كه تابع باشد، نمىتواند به خودى خود در جائى قرار گيرد. متبوع واقع شدن نيز به معنى اين است كه يك شىء بتواند وسيلۀ متحيز شدن يا در جاى قرار گرفتن يك شىء ديگر باشد. اكنون اگر شىء متبوع، خود متحيز بالذات باشد مىتواند وسيلۀ متحيز شدن شىء تابع قرار گيرد؛ اما اگر شىء متبوع، خود متحيز بالذات نباشد به هيچوجه نمىتواند وسيلۀ متحيز شدن شىء ديگر قرار گيرد. زيرا وقتى دو شىء وجود داشته باشند كه هيچكدام متحيز بالذات نباشند ناچار بايد گفت هيچيك از آن دو شىء براى متبوع واقع شدن، برتر از ديگرى نيست. در اين صورت دو فرض مىتوان براى مسئله تصور كرد:
فرض اول اين است كه هريك از آن دو شىء نسبت به ديگرى در آن واحد هم تابع باشد و هم متبوع.
فرض دوم اين است كه هيچيك از آن دو شىء نسبت به ديگرى نه تابع باشد و نه متبوع؛ بلكه هر دو شىء بهطور يكسان تابع شىء سوم بوده باشند.
فرض اول به هيچوجه نمىتواند يك فرض معقول بهشمار آيد، زيرا مستلزم دور و توقف شىء بر نفس است. فرض دوم مىتواند فرضى معقول و مطابق با واقع باشد.
حاصل سخن و نتيجۀ برهان اين است كه يك عرض به هيچ وجه نمىتواند قائم به عرض ديگر باشد. عبارت مير سيد شريف در اين باب چنين است: لا يجوز قيام العرض بالعرض. لنا فى عدم الجواز وجوه: الاول ان قيام الصفة بالموصوف معناه تحيز الصفة تبعا لتحيز