قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٥ - صدر المتألهين
صدر المتألهين
اشتراك حد و برهان يك قانون منطقى است كه در فن منطق مورد بحث و بررسى واقع شده است. اين قاعده در آثار فلاسفه نيز مورد توجه قرار گرفته و برخى از مسائل فلسفى بر آن مبتنى گشته است. يكى از مسائل بزرگ و اساسى كه بر اين قاعده مبتنى مىگردد، اين مسئله است كه بر موجود مطلق يا هستى ناب. به هيچوجه نمىتوان برهان اقامه نمود و اين خود هستى است كه برهان هرچيز ديگر است.
صدر المتألهين در بيشتر آثار خود موجود مطلق را بين بالذات دانسته است. معنى اين سخن آن است كه اصل هستى به هيچوجه نيازمند تعريف يا اثبات نيست؛ زيرا تعريف يك شىء يا به وسيله حد تام انجام مىشود يا به وسيله رسم و شرح الاسم. تعريف هستى به وسيلۀ حد تام امكانپذير نيست زيرا حد تام پيوسته از جنس و فصل تشكيل مىگردد؛ درحالىكه اصل هستى از جهت اينكه اعم اشياء است نه جنس دارد و نه فصل. اين مطلب نيز روشن است كه اگر چيزى نه جنس داشته باشد و نه فصل ناچار حد تام نيز نخواهد داشت.
تعريف هستى به وسيلۀ رسم نيز امكانپذير نمىباشد زيرا تعريف به وسيلۀ رسم در مواردى انجام مىشود كه رسم اعرف و اجلى باشد. درحالىكه هيچ مفهوم و معنائى در جهان نمىتوان يافت كه اعرف و اجلى از هستى بوده باشد. به اين ترتيب مى- توان گفت اگر كسى بخواهد هستى را به چيزى روشنتر از هستى تعريف نمايد، سخت در اشتباه افتاده و خود را گمراه كرده است؛ و وقتى معلوم شد كه براى هستى هيچگونه حد و تعريف وجود ندارد؛ اين مسئله نيز معلوم شد كه براى هستى هيچگونه برهان اقامه نمىشود؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، حد و برهان همواره مشتركاند. هركجا حد وجود داشته باشد برهان نيز وجود خواهد داشت و هركجا حد نباشد برهان نيز نخواهد بود. در واقع بايد گفت حد و برهان دو شيرخوارى هستند كه پيوسته از يك پستان