قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٣٩ - دكارت و پيروانش در اين باب چه مىگويند؟
ارتباط ميان جواهر به عنوان يك مسئلۀ بغرنج مورد بحث و گفتگو واقع شد: زيرا همانگونه كه پيدا كردن يك رشتۀ پيوند بين جوهر روح و جوهر ماده بسيار مشكل است، پيدا كردن رشتۀ پيوند ميان دو جوهر مادى و جسمانى نيز مشكل به نظر مىرسد. فيلسوفانى مانند لايبنيتس، اسپينوزا، و مالبرانش در راهحل اين مشكل كوشش فراوان كردهاند و هركدام از اين سه فيلسوف به عقيدۀ خود راهحلى را جهت اين مشكل ارائه نمودهاند. نقل عقايد و آراء اين بزرگان از گنجايش اين مختصر بيرون است.
«لوئى دولافرژ» ٤، يكى از پيروان دكارت، در سال ١٦٦٦ ميلادى كتابى به نام «گفتار در پيرامون روح بشر و قوا و افعال و چگونگى اتحاد آن با بدن بنابر مبانى دكارت» منتشر ساخت كه در فصل شانزدهم آن سؤال بسيار مهمى را مطرح ساخت، و گفت: فلاسفه همچنان در چگونگى تأثير نفس و بدن در يكديگر فرو ماندهاند. اما همانطور كه بدن، جوهرى متمايز از روح است؛ از ساير اجسام نيز متمايز است، در اين صورت تأثير جسمى را در جسم ديگر چگونه بايد توجيه كرد؟ درست است كه ما مىبينيم-يا لااقل معتقديم كه مىبينيم-بعضى از اشياء مادى متحرك، مقدارى از حركت خود را به اجسام ديگر منتقل مىكنند ولى آيا هيچ مفهوم واضح و متمايزى از چگونگى اين انتقال داريم؟ هرگز! بلكه در عوض با وضوح و تمايز مىيابيم كه فرض چنين انتقال بىواسطهاى ميان دو جوهر متمايز مستلزم تناقض است. آنچه در خارج اتفاق مىافتد اين نيست كه جسم «الف» در جسم «ب» تأثير مىكند بلكه همان خدائى كه «الف» و «ب» را در مجاورت يكديگر نگاه مىداشت هماكنون هم آنها را برحسب همان مجاورت قبلى در دو مكان جداگانه حفظ مىكند. اين سقوط عليت طبيعى كه با دكارت و لوئى دولافرژ آغاز شده بود توسط «ژرا» به كمال رسيد. اين مرد گمنام لوازم مبانى دكارت را بهتر از هركس ديگرى از آنها استخراج كرد. او در رسالهاى به نام «پيرامون تمايز نفس و بدن» اين سؤال را مطرح ساخت و بىدرنگ جواب قاطعى
٤ - . egrof al ed siuoL