قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢٤ - نظر متكلمين در باب حركت
است براى امر بالقوه از آن جهت كه بالقوه است.» مقصود از اين تعريف آن است كه هر جسم قبل از هرچيز داراى دو قوه است: اول قوۀ اصل حركت و آغاز آن؛ دوم قوۀ رسيدن به جائى كه با حركت بايد به آنجا برسد. قوۀ نخست آن را «كمال اول» و قوۀ دوم را «كمال ثانى» خواندهاند. قيد «از آن جهت كه بالقوه است» در اين تعريف اضافه شده تا صور نوعيه از دايرۀ شمول آن خارج باشند؛ زيرا صور نوعيه نسبت به اجسام كمال اول بهشمار مىآيند ولى نه از آن جهت كه اجسام بالقوه هستند.
حاج ملا هادى سبزوارى عبارت ارسطو را در يك بيت چنين آورده است:
كمال اول لما بالقوة من حيث ان قد لابسته قوة ٦
نظر متكلمين در باب حركت
آنچه متكلمين در باب تعريف حركت گفتهاند با تعريف حكما بهطور كلى متفاوت است. متكلمين گفتهاند: «حركت عبارت است از كون اول در مكان دوم. به همين مناسبت بايد گفت سكون نيز عبارت است از كون دوم در مكان اول.» مقصود متكلمين از اين تعريف آن است كه جسم متحرك، يك موجود واحد است. بهگونهاى كه هيچيك از حدود مختلف مسافت در مسير حركت به وحدت آن لطمه وارد نمىآورد. به اين ترتيب جسم واحد در مسافتهاى متعدد معنى حركت را ترسيم مىنمايد. عين عبارت متكلمين در اين باب چنين است: «الحركة حصول اول فى حيز ثان و السكون حصول ثان فى حيز اول» .
اگر كسى آثار صدر المتألهين را مورد بررسى قرار دهد و در باب حركت جوهرى، كه وى آن را به اثبات رسانده، درست مطالعه كند به آسانى درمىيابد كه نظر متكلمين در اين باب تا چه اندازه سطحى و بىپايه است. آنچه اين گروه در باب حركت گفتهاند بخوبى نشان مىدهد كه برداشت آنها از معنى حركت چيزى جز يك نوع
٦ -شرح منظومه (چاپ ناصرى [بخش حكمت]. ص ٢٣٨.