قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١١ - نقش قاعده در باب اتحاد عاقل و معقول
آن بهشمار مىآيد، در باب جزئى و كلى نيز گفته مىشود مفهوم جزئى از مصاديق كلى است ولى مصداق آن در مقابل كلى قرار گرفته است. به عبارت ديگر مىتوان گفت مفهوم جزئى به حمل اولى ذاتى جزئى است، ولى مفهوم جزئى به حمل شايع صناعى كلى بهشمار مىآيد. آنچه در باب اختلاف و تفاوت ميان مفهوم و مصداق گفتهاند همان چيزى است كه در باب اختلاف ميان حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى گفته مىشود. به اين ترتيب اشكال معروف در باب تقابل و تضايف از ميان برداشته مىشود و قسم يك شىء، قسيم آن بهشمار نمىآيد.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت استاد بزرگوار مرحوم علامه طباطبائى را در اين باب، جهت مزيد توضيح، نقل كنيم: «و قد اورد على كون التضايف احد اقسام التقابل الأربعة بأن مطلق التقابل من اقسام التضايف اذ المتقابلان بما هما متقابلان متضايفان، فيكون عد التضايف من اقسام التقابل من قبيل جعل الشىء قسيما لقسمه. و اجيب عنه بأن مفهوم التقابل من مصاديق التضايف و مصداق التضايف من اقسام التقابل. . .» ١
نقش قاعده در باب اتحاد عاقل و معقول
همانگونه كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، اين قاعده در موارد بسيار منشأ حكم واقع شده و تعدادى از مسائل مهم فلسفى بر آن مبتنى گشته است. استقراء و برشمردن همۀ مسائلى كه مىتواند بر اين قاعده مبتنى باشد از عهده و گنجايش اين مختصر بيرون است. از باب نمونه گفته مىشود يكى از مسائلى كه در نظر برخى از حكما مىتواند بر اين قاعده مبتنى باشد، مسئلۀ اتحاد عاقل و معقول است.
صدر المتألهين شيرازى در كتاب مشاعر، و برخى ديگر از آثار خود، براى اثبات اتحاد عاقل و معقول به اين قاعده تمسك كرده است. خلاصۀ استدلال وى به اين ترتيب است كه مىگويد:
١ -نهاية الحكمة. (چاپ قم) . ص ١٣٢.