قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦٢ - طرح يك پرسش و پاسخ آن
اطلاق مفاهيم عام در مورد ذات حق تبارك و تعالى و ساير موجودات چگونه قابل توجيه خواهد بود؟ به عبارت ديگر گفته مىشود آيا اشتراك در مفهوم، خود نوعى اشتراك بشمار نمىآيد؟
در مقام پاسخ به اين پرسش گفته مىشود اگرچه برخى از مفاهيم عام هم بر واجب الوجود اطلاق مىشود و هم بر غير واجب الوجود؛ ولى بدون ترديد اطلاق اينگونه مفاهيم در اينگونه موارد هرگز بطور يكسان و يكنواخت انجام نمىشود؛ زيرا ذات مقدس حق تبارك و تعالى و ساير موجودات به هيچوجه در يك درجه از هستى قرار نگرفتهاند؛ همانگونه كه علم و قدرت و ساير صفات كماليه در مورد ذات خداوند و ساير موجودات، به هيچوجه يكسان و يكنواخت نمىباشند. آنچه مسلم است اين است كه وجود همۀ موجودات در برابر هستى حق تبارك و تعالى چيزى جز يك سلسله اشباح و اظلال نمىباشند. در مورد صفات نيز وضع به همين منوال است. هستى در مورد همۀ موجودات ممكن الوجود، همواره با نقص و نارسائى همراه است. ولى هستى حق تبارك و تعالى از هرگونه نقص و نارسائى منزه و مبراست. جاى هيچگونه ترديد نيست كه نقص و كمال يكسان نيستند. آنچه نقص و نارسائى است از آن موجودات ممكن الوجود بهشمار مىآيد. كمال مطلق نيز مخصوص ذات واجب الوجود مىباشد.
خلاصۀ سخن در اين باب اين است كه مفهوم هستى اگرچه يك مفهوم واحد بهشمار مىآيد، ولى مصاديق آن بسيار متفاوت و گونهگون است. تفاوت يا اختلاف ميان مصاديق يك مفهوم مى- تواند از مرز نقص تا كمال مطلق گسترش يابد. اين تفاوت و گونهگون بودن را برحسب اصطلاح «تشكيك در مراتب وجود» مىنامند. اينگونه تشكيك در مورد ساير مفاهيم عام نيز صادق است. مفهوم علم و قدرت و ساير صفات كماليه نيز داراى مراتب تشكيك مىباشند.