قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤٨ - رفع يك توهم
بين ذات بارى تعالى و نقطۀ آغاز جهان، بدانگونه كه ذكر شد، نامعقول است حدوث زمانى اين عالم نيز ناموجه و غيرقابل قبول خواهد بود. در مقام رفع اين توهم بايد گفت اگرچه واسطه بودن عدم، بين ذات بارى تعالى و نقطۀ آغاز جهان نامعقول است؛ ولى حدوث زمانى اين عالم براساس عقل و منطق بهگونهاى شايسته قابل توجيه است؛ زيرا براساس اصل بنيادى حركت جوهرى در جهان مادى كه صدر المتألهين شيرازى آن را به مرحلۀ اثبات رسانده است، طبيعت جهان در حد ذات و كنه حقيقت خويش سيال و متحرك است، بهگونهاى كه هيچ موجودى در عالم طبيعت لحظهاى آرام نيست؛ و اين درياى بىكران طبيعت است كه همواره در تلاطم است؛ و رودخانۀ بىانتهاى جهان است كه پيوسته در جريان است. اگر جهان طبيعت در حد ذات خود سيال و متحرك نبود صدور هرگونه حركت از جوهر طبيعت امكانپذير نمىگشت؛ زيرا صدور سيال از ثابت محال است؛ و در اينجاست كه بروشنى معلوم مىشود همۀ انواع حركات، كه در اين جهان مشاهده مىشوند، از حركت جوهرى نشأت مىگيرند.
اكنون اگر سيلان ذاتى و حركت جوهرى و ناآرام بودن بنياد جهان ثابت گردد، حدوث زمانى همۀ اجزاء عالم نيز بروشنى ثابت مىشود؛ زيرا حركت عبارت است از تجدد متجدد و حدوث حادث. به اين ترتيب مىتوان گفت براى اثبات حدوث زمانى جهان بهترين راه همان طريقۀ حركت جوهرى صدر المتألهين است. تفصيل بيشتر در اين باب، در مبحث حركت جوهرى داده مىشود. ان شاء الله تعالى.