قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩٩ - در ذات فعل معنى حدوث نهفته است
الوقت و لم يترتب فى وقت آخر» . ٧
در ذات فعل معنى حدوث نهفته است
آخرين و مهمترين راهحل مشكل ربط حادث به قديم اين است كه گفتهاند تصور معنى فعل، بدون اينكه آغازى براى آن در نظر گرفته شود امكانپذير نيست. معنى اين سخن آن است كه حادث بودن يا آغاز داشتن، چيزى نيست كه به ازلى بودن فاعل بازگردد؛ بلكه تنها مىتوان آن را از لوازم ذاتى فعل بهشمار آورد. به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه فاعل قديم يا مبدأ ازلى انجام مىدهد ايجاد است؛ ولى به مجرد اينكه ايجاد آغاز مىگردد، حدوث را نيز به همراه خود خواهد داشت. بيشتر حكما اين راهحل را نيز مورد ايراد و انتقاد قرار داده و گفتهاند اگرچه در ذات فعل معنى حدوث نهفته است، ولى حدوث زمانى فعل خداوند در لحظۀ نخست آفرينش به هيچوجه قابل اثبات نيست؛ زيرا اگر در لحظۀ نخست آفرينش مسبوق به زمان باشد، وجود زمان كه خود در نظام آفرينش است چگونه مىتواند بيرون از آفرينش باشد؟ اما اگر وجود زمان در دايرۀ نظام آفرينش واقع شده است، چگونه ممكن است لحظۀ نخست آفرينش، مسبوق به وجود زمان بوده باشد؟ عين عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است: «(و اما قوله خامسا) انما لم يحصل لأمتناع وجود الفعل (فجوابه من وجهين) الأول انا سنبين ان الفعل لا يستدعى سبق عدم بالزمان. . .» ٨
لازم به يادآورى است كه برخلاف جمهور متكلمين، بيشتر حكماى پيش از صدر المتألهين حادث بودن زمانى جهان آفرينش را سخت مورد انكار قرار دادهاند. حادث بودن جهان در آثار حكما مطرح شده ولى مقصود آنان چيزى جز حدوث ذاتى نيست.
ميرداماد، كه استاد صدر الدين شيرازى بوده است، مسئله حدوث دهرى را نيز براى نخستينبار مطرح كرده است. شكى
٧ -همانجا.
٨ -همان كتاب. ص ٤٨٢.