قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٥٥ - قديم زمانى مصداق خارجى ندارد
برخى از حكما تفاوت بين اين دو نوع حادث را مورد انتقاد قرار داده و آن را انكار كردهاند. اكنون بىمناسبت نيست بخشى از عين عبارت ميرداماد را در اين باب، جهت مزيد توضيح بياوريم: «. . . فاذن، تتحصل للحصول فى نفس الامر، اوعية تلثة. فوعاء الوجود المقتدر السيال، او العدم المتقدر المستمر للمتغيرات الكيانية بما هى متغيرة زمان. و وعاء صريح الوجود- المسبوق بالعدم الصريح، المرتفع عن افق التقدر و اللاتقدر، للثابتات بما هى ثابتات، و هو حاق متن الواقع دهر. و وعاء بحث الوجود الثابت الحق المتقدس عن عروض التغير مطلقا، و المتعالى عن سبق العدم على الاطلاق و هو صرف الفعلية المحضة الحقة من كل جهة سرمد؛ و كمال الدهر ارفع و اوسع من الزمان فكذلك- السرمد اعلى و اجل و اقدس و اكبر من الدهر. فالحدوث بحسب سبق العدم الصريح، احق الاسماء و اجدرها به الحدوث الدهرى. . .» ١عبارات ميرداماد در اين مورد نيز مانند ساير موارد تا حدودى پيچيده و داراى نشيب و فراز است؛ ولى در اين بخش از عبارت واضح است كه وى ظرف جهان حركت را زمان دانسته و جهان مجردات را عالم دهر بشمار آورده است، سرانجام هستى محض و وجود ناب، كه هيچگونه نيستى را در آنجا راه نيست، عالم ذات و اسماء و صفات خداوند دانسته و آن را عالم سرمد ناميده و حادث دهرى را، كه خود مبدع و مبتكر آن است از جهت مسبوق بودن به عدم واقعى شايستهترين نوع از انواع حادث بشمار آورده است.
٤-پس از حدوث دهرى، كه وسيلۀ ميرداماد كشف و ابداع گرديد، «حدوث اسمى» تازهترين نوع از انواع حدوث است كه در فلسفۀ اسلامى مطرح شده است. حاج ملا هادى سبزوارى براى نخستينبار، همانگونه كه خود مىگويد، با اقتباس از قرآن مجيد اين نوع از حدوث را در فلسفۀ اسلامى وارد ساخت. آيهاى كه در كشف و ابداع اين نوع از حدوث مورد استناد وى واقع شده است آيۀ شريفۀ «مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّيْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُكُمْ
١ -ميرداماد. كتاب القبسات. (مؤسسه مطالعات اسلامى) . ص ٧.