قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٥٩ - آن سيال و نقطۀ منتقله
حركت قطعيه چيزى جز جريان و سيلان آن نمىباشد، همانگونه كه سيلان و جريان آن، چيزى جز بقاء آن نمىباشد. اگر حقيقت حركت بخواهد باقى بماند ناچار بايد جريان و سيلان داشته باشد و هنگامى كه حركت، جريان و سيلان داشته باشد باقى خواهد بود.
«نوع سوم» از انواع حادث زمانى عبارت است از اينكه يك شىء در مجموعۀ يك زمان معين حادث گردد ولى حدوث آن بهگونهاى باشد كه در هر جزء از اجزاء كه براى زمان فرض مىشود، همۀ آن شىء وجود داشته باشد. به عبارت ديگر در اين باب مىتوان گفت حدوث يك شىء در مجموعۀ يك زمان بهگونهاى نيست كه هر جزء از اجزاء آن با هر جزء از اجزاء زمان منطبق گردد. اين نوع حادث، در مورد حركت توسطيه صادق است. «آن سيال» نيز كه وجود زمان را در خارج ترسيم مىنمايد، از مصاديق اين نوع حادث بشمار مىآيد، زيرا آن سيال در عين وحدت و يگانگى با سيلان ذاتى خود، مجموعۀ يك زمان را تشكيل مىدهد. به اين ترتيب مىتوان گفت در هر جزء از اجزاء كه براى يك زمان فرض مىشود، همۀ حقيقت آن سيال وجود دارد. در اينجا به هيچوجه مسئلۀ انطباق اجزاء آن سيال با اجزاء مجموعۀ زمان مطرح نيست. به همين جهت بايد گفت آن سيال نسبت به اجزاء زمان همانند حركت توسطيه است نسبت به اكوان دفعيه. با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، تفاوت بين حركت قطعيه و حركت توسطيه نيز به خوبى آشكار مىگردد. بررسى اين مسئله كه آيا كدام يك از اين دو نوع حركت در جهان خارج موجود است در مباحث بعد مطرح خواهد شد.
آن سيال و نقطۀ منتقله
در نظر برخى حكماى اسلامى، كلمۀ «آن» داراى دو معنى متفاوت است. معنى نخست در باب كلمۀ آن، عبارت است از چيزى كه ترسيمكنندۀ زمان بهشمار مىآيد. چيزى كه وجود زمان را در خارج ترسيم مىنمايد «آن سيال» ناميده مىشود. وجود زمان در