قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١١١ - ذات و صفات
به صورت ديگر ميان آنان مطرح گشته است. پيش از اينكه رابطۀ ذات با صفات مورد بررسى واقع شود، لازم است تقسيمبندىهائى كه بين حكما و متكلمين در اين باب انجام شده، مورد بررسى دقيق قرار دهيم.
متكلمين صفات بارى تعالى را در آغاز به دو قسم ثبوتى و سلبى تقسيم كردهاند. صفات ثبوتى را نيز به دو قسم حقيقى و اضافى، و سپس صفات حقيقى را به حقيقى ذات اضافه و حقيقى غيرذات اضافه، تقسيم كردهاند. صفات ثبوتيه را به صفات جمال و سلبيه را به صفات جلال نيز تعبير نمودهاند. عرفاى اسلامى، اصول اسماء و صفات خداوند را هفت صفت دانسته كه آنها را «سبع المثانى» نيز مىنامند. اين صفات هفتگانه به ترتيب عبارتند از:١-علم ٢-اراده ٣-حيات ٤-قدرت ٥-سمع ٦-بصر ٧-كلام.
در باب رابطۀ صفات با ذات، عقايد گونهگون ابراز گشته است. اشاعره كليۀ صفات را زائد بر ذات دانستهاند. ابو الحسن اشعرى رئيس طريقۀ اشاعره گفته است يك سلسله معانى كه قائم به ذات خود مىباشند مىتوان براى ذات بارى تعالى اثبات نمود.
تفتازانى، كه از بزرگان طريقۀ اشاعره بهشمار مىآيد، در كتاب «شرح العقايد النسفية» گفته است تعدد قديم در صفات هيچگونه مانع عقلى ندارد، بلكه آنچه از نظر عقلى محال است، تعدد قديم در ذات مىباشد. اين است نظر دو تن از اكابر اشاعره كه با صراحت تمام به زائد بودن صفات بر ذات اعتراف كرده و اشكال لزوم تعدد قديم را نيز پذيرفتهاند. اشكال اساسى در باب زائد بودن صفات بر ذات بارى تعالى همين است كه گفته مىشود آيا صفات زائد بر ذات، واجب الوجود بهشمار مىآيند يا ممكن الوجود؟ اگر در مقام پاسخ به اين پرسش گفته شود هريك از صفات زائد بر ذات، واجب الوجود نيز مىباشند، لازمۀ آن اين خواهد بود كه واجب الوجود در ازل متعدد باشد؛ و اين چيزى است كه با براهين محكم توحيد منافات پيدا مىكند. ولى اگر گفته شود صفات زائد بر ذات، ممكن الوجود بهشمار مىآيند نه واجب الوجود،