قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩٤ - الجنس ماهية مبهمة
١٠٨
الجنس ماهية مبهمة
جاى هيچگونه ترديد نيست كه جنس همانند ساير كليات منطقى در زمرۀ معقولات ثانيه بهشمار مىآيد. در اين مسئله نيز ترديد نيست كه بين اين ماهيت و ساير ماهيات يك تفاوت آشكار وجود دارد. تفاوت بين ماهيت جنس و ساير ماهيات در اين است كه جنس همواره يك ماهيت مبهم بهشمار مىآيد. درحالىكه ساير ماهيات به هيچوجه داراى ابهام نيستند؛ علت ابهام در ماهيت جنس چيزى جز ابهام در منشا پيدايش آن نيست. منشأ انتزاع جنس در جهان خارج، چيزى جز مادۀ مبهم يا هيولاى اولى نمىباشد؛ همانگونه كه منشأ انتزاع فصل، چيزى جز فعليت صورت نخواهد بود. به اين ترتيب گفته مىشود همانگونه كه ماده، از آن جهت كه ماده است، مبهم و ناقص است و پيوسته فعليت و تحصل خود را از صورت فعليه كسب مىكند؛ جنس نيز، از آن جهت كه جنس تمام مشترك بين انواع مختلفة الحقايق است، مبهم و ناقص است و پيوسته تحصل خود را در ضمن فصول منطقى مىيابد. معنى اين سخن آن است كه ماهيت جنس بهطور مستقل به هيچوجه قابل اشارۀ عقلى نمىباشد؛ زيرا جنس عبارت است از يك ماهيت ناقص كه بدون انضمام فصول و دائر شدن بين انواع هرگز نمىتواند تحقق يابد. اگر كسى در باب جنس بهگونهاى