قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٢ - لكل واحد من انواع الاجسام المادية صورة اخرى غير الصورة الجسمية بها يصير ذلك النوع نوعا
را مورد انكار قرار دهند و ادعا كنند كه يك جسم مىتواند در ضمن يك سلسله از صورتهاى عرضى نيز تحقق پيدا كند؛ مثلا گفته مىشود يك قطعه آهن چيزى جز جسم جامد نيست ولى اين جسم جامد را مىتوان با يك سلسله تحولات مصنوعى و عرضى به صورتهاى گونهگون آشكار ساخت. در اين صورت چگونه مىتوان ادعا كرد كه هريك از صورتهاى نوعى اجسام، يك مقوم جوهرى بهشمار مىآيد؟
حكما اين اشكال را مورد بررسى قرار داده و گفتهاند كسانى كه اينگونه اشكالها را مطرح مىسازند كسانى هستند كه نتوانستهاند ميان مركب حقيقى و مركب اعتبارى تفاوت قائل شوند. اين گروه اين مسئله را فراموش كردهاند كه بين مركب حقيقى و مركب اعتبارى تفاوت بسيار است. زيرا مركب حقيقى در جهان خارج عبارت است از چيزى كه داراى هويت يگانه باشد. آثارى كه بر آن بار مىگردد، نيز غير از آثارى باشد كه بر اجزاء آن بار مىگردد. هريك از عناصر و مواليد در جهان اجسام بدون ترديد داراى اين خصلت و خاصيت مىباشند.
ولى مركب اعتبارى عبارت است از چيزى كه داراى هويت يگانه نيست؛ آثارى كه بر آن بار مىگردد نيز چيزى جز همان آثارى كه بر اجزاء آن بار مىگردد نمىباشد. مثلا گفته مىشود وجود خانه در جهان خارج يك مركب اعتبارى است؛ زيرا وجود خانهدارى هويت يگانه نيست. آثارى نيز كه بر وجود خانه بار مىگردد، چيزى نيست جز همان آثارى كه بر اجزاء و مصالح آن بازمىگردد. به اين ترتيب مىتوان گفت صورتهاى نوعى در مورد مركبهاى اعتبارى، يك سلسله صورتهاى اعتبارى بهشمار مىآيند و اين صورتها به هيچوجه نمىتوانند مقوم جوهرى محسوب گردند. آنچه مىتواند مقوم جوهرى بهشمار آيد صورت نوعى يك جسم در مورد مركبهاى حقيقى مىباشد. به اين ترتيب بايد گفت صورتهاى نوعى در مورد اجسام، يك سلسله صورت- هاى جوهرى مىباشند كه پيوسته با صورت جسمى متحد و يگانه بهشمار مىآيند.