قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩ - نسبت يا وجود رابط
قضيه وجود خارجى ندارد، از جمله مسائل بديهى بشمار آيد به همين جهت است كه در آثار حكما براى آن اقامۀ برهان نشده است. گويا حكما اين مطلب را به وضوح خود باقى گذاشتهاند. درهرحال اگر در بداهت اين مسئله ابهامى وجود داشته باشد برهانى كه اقامه شد براى اثبات آن كافى خواهد بود؛ زيرا همانگونه كه ذكر شد اگر نسبت قضايا در خارج موجود باشد مشكل بنبست دور يا زنجيرۀ تسلسل براى هميشه در اين باب غير قابل حل باقى خواهد ماند.
اكنون كه ثابت شد نسبت وجود خارجى ندارد، اين پرسش مطرح مىگردد كه چگونه حكما ملاك صدق قضايا را مطابقت نسبت آنها با خارج دانستهاند؟ حكما در مقام پاسخ به اين پرسش گفتهاند: اگرچه جهان خارج به هيچوجه ظرف وجود نسبت نيست ولى بطور قطع و يقين ظرف خود نسبت است؛ به عبارت ديگر نسبت، اگرچه در خارج موجود نيست، ولى خود امرى خارجى است. خارجى بودن نسبت به اين معنى نيست كه در خارج وجود دارد بلكه به اين معنى است كه خارج ظرف خود نسبت است؛ همانطور كه وقتى گفته مىشود وجود يك امر خارجى است، معنى اين سخن آن نيست كه وجود در خارج وجود دارد؛ بلكه معنى آن اين است كه وجود عين خارج است. به عبارت ديگر بايد گفت خارج، ظرف خود وجود است نه ظرف وجود براى وجود. عين اين تعبير در باب نسبت نيز صادق است؛ به اين صورت كه گفته مىشود خارج ظرف خود نسبت است نه ظرف وجود نسبت.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد به روشنى معلوم مىشود نسبت خارجى كه عبارت است از مفاد هليات مركبه يا مفاد كان ناقصه چيزى نيست جز نوعى از وجود كه آن را «وجود رابط» مىخوانند. همانگونه كه امر متحقق در هليات بسيطه يا مفاد كان تامه را «وجود نفسى» مىنامند.
«وجود رابط» عبارت است از نوعى از وجود كه همواره در غير است و هيچگاه در خود نيست؛ مانند معانى حرفيه كه پيوسته در غير معنى مىيابند بطورى كه اگر معانى اسميه يا فعليه در